"هشت ماه میشود که از پاکستان برگشتهایم و در این مدت اصلاً کار نیافتیم. نمیدانم چگونه مخارج زندگی خود و اولادهایم را پیدا کنم." این روایت یکی از افغانهای است که حدود هشت ماه پیش از پاکستان به افغانستان برگشته است. او بدون ذکر نامش میگوید که در این مدت در تلاش پیدا کردن کار است اما موفق نشده است. "هر جا درخواست کار دادم به هر در را که بخاطر پیدا کردن کار زدم، جواب منفی گرفتم." در پایتخت، کابل، زنی که به دلیل حساسیت موضوع نمیخواهد نامش در گزارش گرفته شود از آورگی در داخل افغانستان شکایت دارد و میگوید با برگشت به افغانستان هنوز هم بی سرپناه است و مجبور است که با اولادهایش در خانه اقارب اش زندگی کند. در خانه های خویشاوندان و دوستان نوبتی زندگی میکنیم. جای و سرپناه از خود نداریم "در حال حاضر در خانه های خویشاوندان و دوستان نوبتی زندگی میکنیم. جای و سرپناه از خود نداریم. پول و اموال که داشتیم آن را از ایران انتقال داده نتوانستیم چون صاحبان خانه در ایران پول مهاجران را پرداخت نمیکنند. اینجا هم حیران استیم تا چی وقت اینگونه زندگی خواهیم کرد." این دو روایت تنها مشتی از نمونه خروار از قصۀ میلیونها افغانی است که در سالهای اخیر به افغانستان بازگشته اند. کمیشنری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، یواناچسیآر، روز پنجشنبه سوم سپتمبر، گفت که در کمتر از سه سال، ۶ میلیون مهاجر افغان بهگونه داوطلبانه یا اجباری به کشورشان برگشتهاند؛ آماری که به گفته این نهاد، در تاریخ معاصر بیسابقه است. به گفته این سازمان، بیشترین شمار مهاجران افغان در یکونیم سال اخیر به افغانستان برگشتهاند. سازمان بینالمللی مهاجرت، آیاوام، نیز میگوید که در یکونیم سال گذشته، حدود چهار میلیون مهاجر افغان از کشورهای همسایه دوباره به افغانستان برگشتهاند. از سال گذشته تا ۱۵ اگست امسال، حدود ۴ میلیون و ۱۲ هزار مهاجر افغان از پاکستان و ایران دوباره به افغانستان برگشتهاند این سازمان در تازهترین گزارش خود که به تاریخ ۲۱ اگست منتشر کرده، گفته است: "از سال گذشته تا ۱۵ اگست امسال، حدود ۴ میلیون و ۱۲ هزار مهاجر افغان از پاکستان و ایران دوباره به افغانستان برگشتهاند." بر اساس این گزارش، تنها در دو هفته نخست ماه اگست سال جاری، ۴۸ هزار مهاجر افغان از ایران و پاکستان به افغانستان برگشتهاند. این مهاجران در حالی به افغانستان برگشتهاند که فقر اقتصادی در کشور افزایش یافته، کمکهای بینالمللی کاهش یافته و افغانستان با پیامدهای خشکسالی و رویدادهای طبیعی مانند سیلابها روبهرو است. همزمان، حکومت طالبان محدودیتهای گستردهای، از جمله بر آموزش دختران و کار زنان، وضع کرده است. با افزایش روند بازگشت مهاجران افغان، بسیاری از عودتکنندگان میگویند که پیدا کردن کار، فراهمکردن سرپناه و آغاز دوباره زندگی در افغانستان، از بزرگترین چالشهای آنان است. حکومت طالبان میگوید که برای اسکان دایمی مهاجرانی که از کشورهای همسایه برگشتهاند، دهها شهرک ساخته میشود. حمدالله فطرت، معاون سخنگوی حکومت طالبان، گفته است در حال حاضر در حدود ۳۰ شهرک، روند توزیع زمین جریان دارد و تاکنون در مجموع ۵۹ هزار و ۱۳۳ نمره زمین به مهاجران عودتکرده توزیع شده است. اما مهاجران عودتکرده میگویند که از یکسو روند توزیع زمین کند است و از سوی دیگر، در مقایسه با شمار مهاجران برگشته، زمینهای توزیعشده بسیار محدود است.
پس از وضع محدودیتهای گسترده طالبان بر کار و حضور زنان در اجتماع، شماری از زنان افغان برای ادامه فعالیت اقتصادی، به تجارت آنلاین روی آوردهاند. بخشی از این فعالیتها به فروش صنایع دستی، لباسهای سنتی، زیورآلات و دیگر محصولات دستساز اختصاص دارد؛ کالاهایی که بیشتر از طریق شبکههای اجتماعی به مشتریان داخل و خارج از افغانستان عرضه میشوند. تجارت آنلاین در سالهای اخیر برای شماری از زنان افغان تنها یک شیوه فروش کالا نبوده، بلکه راهی برای ادامه فعالیت اقتصادی از داخل خانه نیز شده است. بسیاری از آنان محصولات خود را از طریق فیسبوک، اینستاگرام و وتساپ معرفی میکنند و تلاش دارند مشتریان خود را در داخل و بیرون از افغانستان پیدا کنند. اما تجربه زنانی که در این بخش فعالیت میکنند، نشان میدهد که این مسیر در کنار فرصتهای تازه، با دشواریهایی نیز همراه است؛ از تهیه مواد اولیه گرفته تا دریافت پول از مشتریان و انتقال محصولات. یکی از این زنان، شکیلا ابراهیمی است؛ دختری که از رشته کمپیوترساینس فارغ شده، اما پس از وضع محدودیتها نتوانست در رشته تخصصی خود کار کند. به گفته او، تنها سرمایهای که برای آغاز کارش داشت، پنجصد افغانی بود و با ساخت دستکولهای تکهای دستساز زنانه تجارتش را آغاز کرد. اگر محدودیت نمیبود شاید تلاش میکردم در یکی از موسسات یا دفاتر دولتی در رشته خود کار کنم "اگر محدودیت نمیبود شاید تلاش میکردم در یکی از موسسات یا دفاتر دولتی در رشته خود کار کنم، اما بعد از محدودیتها تنها کاری که احساس کردم میتوانم انجام دهم تجارت آنلاین بود، من گفته میتوانم که اولین کسانی بودم که تجارت آنلاین را آغاز کردم." به گفته شکیلا، کارش به تدریج گسترش یافت و اکنون لباسهای افغانی با دستدوزی و چرمهدوزی با طراحی خاص تولید میکند. او میگوید درآمد ماهانهاش گاهی تا هفتاد هزار افغانی میرسد، اما دریافت پول از مشتریان خارجی همچنان بزرگترین چالش کارش است. "مشتریهای ما بیشتر دختر خانمهای که خارج از افغانستان زندگی میکنند است، مشکلاتی را که با آن روبهرو استیم پرداخت آنلاین است و وقتی مشتریهای ما از یک پلتفارم برای ما پول روان میکنند، ما بیشتر از سه بار از آن استفاده کرده نمیتوانیم و یک پلتفارم مشخصی برای ما برای دریافت پول وجود ندارد." برخی زنان در بلخ مشغول قالینبافی روایت نرگس نیز نشان میدهد که برای برخی زنان، تجارت آنلاین افزون بر کسب درآمد، به راهی برای حفظ استقلال اقتصادی تبدیل شده است. نرگس با سرمایهای چهل هزار افغانی کارش را در خانه از یک اتاق کوچک یک متری آغاز کرد. او دستکولهای مهرهای میسازد و جواهرات سنتی را به فروش میرساند که به گفتهٔ او محصولاتش به سرعت مورد استقبال مشتریان قرار گرفت. نرگس میگوید که به دلیل محدودیتهای موجود بر زنان و دختران به این کار روی آرود. "یکی از دلایل که من رو آوردم به این کار همین بود که ما نمیتوانستیم خارج از خانه کار بکنیم، به همین دلیل من تجارت آنلاین را یک فرصت دیدم، چون میتوانستیم از خانه کارکنیم، اگر محدودیت هم بر زنان وجود نمیداشت، فکر میکنم تجارت آنلاین یک گزینه خوب برای مستقل شدن باشد." نرگس میگوید در آغاز، تهیه مواد اولیه با دشواریهای زیادی همراه بود، اما اکنون بخش قابل توجهی از هزینههای زندگی خانوادهاش از همین راه تأمین میشود. او همچنین خواستار حمایت بیشتر از زنان تجارتپیشه است. "بیشتر کمکهای که از سوی سازمان های بینالمللی صورت میگیرد باید بیشتر به زنانی باشد که به کارشان متعهد هستند و باید این پروسه شفاف باشد و این زنان باید از طرف دولت و مردم حمایت شوند." در کنار روایت این زنان، برخی کارشناسان اقتصادی نیز تجارت آنلاین را یکی از فرصتهای رشد فعالیتهای اقتصادی میدانند؛ هرچند معتقدند چالشهای موجود، از جمله محدودیتهای زیرساختی، مانع گسترش بیشتر آن شده است. محمد بشیر دودیال، کارشناس اقتصادی، در این مورد به رادیو آزادی گفت. "کار و بار آنلاین یک کار پر منفعت است، درست که در برابر زنان افغان محدودیت است، اما در دیگر ممالک نیز هیچ موانع برای کار زنان وجود ندارد، فروش آنلاین وجود دارد یعنی هم عرضه و هم متقاضی وجود دارد چون با این کار مفاهمه بهتر ایجاد میشود، وقت کمتر مصرف میشود یعنی سراسر صرفهجوی است هم از لحاظ مالی و خدا کند در افغانستان توسعه و پیشرفت کند." برخی از زنان و دختران درحالی به تجارت آنلاین رو آورده اند که بر اساس گزارش سازمان بینالمللی کار (ILO)، افغانستان یکی از عمیقترین شکافهای جنسیتی در بازار کار جهان را تجربه میکند و میزان مشارکت زنان در نیروی کار به حدود ۵.۱ درصد کاهش یافته است؛ رقمی که این سازمان آن را با محدودیتهای گسترده بر اشتغال و حضور اجتماعی زنان مرتبط میداند. همچنین بخش زنان سازمان ملل متحد (UN Women) میگوید پس از سال ۲۰۲۱، کار خانگی، صنایع دستی و کسبوکارهای آنلاین به یکی از محدود راههای باقیمانده برای کسب درآمد زنان افغان تبدیل شده است. به گفته این سازمان، دسترسی محدود به اینترنت، خدمات بانکی، پرداخت آنلاین و بازارهای فروش همچنان از مهمترین موانع گسترش این فعالیتها به شمار میرود. بر اساس دادههای موجود، پیش از بازگشت طالبان به قدرت، حدود دو هزار و ۴۷۱ شرکت دارای جواز به مالکیت زنان در افغانستان فعالیت داشت و دهها هزار کسبوکار غیررسمی زنان نیز فعال بود که برای بیش از ۱۳۰ هزار نفر فرصت شغلی ایجاد کرده بودند. طالبان پس بازگشت به قدرت در آگست ۲۰۲۱، زنان را از بسیاری از مشاغل دولتی و غیردولتی، آموزش متوسطه و عالی و بخش بزرگی از عرصه عمومی محروم کردهاند. هرچند حکومت طالبان مدعی است که حقوق همه مردم به ویژه زنان را در چارچوب شریعت تامین کرده است، اما ملل متحد محدودیت آنها بر زنان افغان را از عوامل اصلی کاهش حضور زنان در اقتصاد افغانستان میداند. از نمایشگاه تا بازار؛ موانع پیشروی زنان متشبث در افغانستان زیر حاکمیت طالبان
عکاسی در افغانستان از گذشتهها بهعنوان یکی از فعالیتهای مهم هنری و اقتصادی شناخته میشود. به دلیل استفاده گسترده از عکاسی در کارهای اداری، عروسیها، مراسم فراغت، مراسم رسمی، فعالیتهای رسانهای و شبکههای اجتماعی، بازار عکاسی رشد قابل توجهی کردهاست. زبیر، مالک یک عکاسخانه در نزدیکی اداره ملی احصائیه و معلومات در کابل، پایتخت افغانستان، میگوید که کارش خوب پیش میرود، زیرا بسیاری از افرادیکه برای کارهای اداری به عکسهای فوری نیاز دارند، به آنها مراجعه میکنند. او به رادیو آزادی گفت: "دو سال میشود که ما در اینجا عکاسخانه داریم. بیشتر کسانیکه میآیند، برای تذکره و فورمهای تذکره عکس میگیرند. قیمت چهار قطعه عکس ۴۰ افغانی است. عکسهای را که ما میگیریم، با کمرههای معمولی است، آنها را بهسرعت چاپ میکنیم و دوباره به مراجعین تحویل میدهیم." بهگفته زبیر، مردم با مشکلات اقتصادی روبهرو هستند، اما به گفته او، برای انجام کارهای اداری مجبورند عکس بگیرند و هزینه تعیین شده را بپردازند. اما در چند سال اخیر، مشکلات اقتصادی و محدودیتهای که از سوی حکومت طالبان وضع شده، بر این بخش نیز سایه افگنده است. آرشیف، یک استدیوی عکاسی و عکاس زن در هرات برخی دیگر از عکاسان میگویند که در بخش عکسهای شخصی، بازار مانند گذشته نیست. سیر، مالک یک عکاسخانه در منطقه تایمنی کابل، به رادیو آزادی گفت: "در زمان نظام جمهوری، هر هفته شش یا هفت سفارش بزرگ داشتیم، اما اکنون گاهی حتی در یک ماه هم به این تعداد سفارش نمیرسد. مردم حتی بر سر دو روپیه هم چانه میزنند. قبلاً میآمدند، پول میدادند و میرفتند، اما اکنون بسیار صحبت میکنند و میگویند اینقدر پول نداریم یا بهانههای دیگری میآورند." او میگوید که درآمد روزانهاش بین پنج تا ششصد افغانی است که کرایه دکان، هزینه برق، قیمت مواد و مزد کارگر، همه از همین درآمد پرداخت میشود. با این حال، شماری از جوانان همچنان با وجود این شرایط به عکاسی و چاپ عکسهای خود ادامه میدهند. آنان میگویند عکسها نقش مهمی در ثبت و حفظ خاطرات دارند و با گذشت سالها، دیدن آنها میتواند روزها و لحظات گذشته را دوباره در ذهن زنده کند. انصار، باشنده شهر مزارشریف ولایت بلخ، به رادیو آزادی گفت: "وقتی عکسهای خود را میبینیم یا آنها را با افراد دور از خود شریک میکنیم، احساس خوبی به ما میدهد. عکسها وسیلهی برای ثبت خاطرات و زمان هستند و چند سال بعد، گذشته را به یاد انسان میآورند." عکسها در حال حاضر در شبکههای اجتماعی نیز کاربرد گستردهی دارند، اما به دلیل محدودیتهای اجتماعی، دختران و زنان همچنان با مشکلاتی در این زمینه روبهرو هستند. یک زن افغان که سالها در یک رادیوی «افام» کار کرده، میگوید که عکسهای خود را در شبکههای اجتماعی منتشر نکردهاست، زیرا نمیخواهد از سوی مردم مورد آزار و اذیت قرار بگیرد. آرشیف، یک دختر افغان حین استفاده از فیسبوکاش بهگفته او، شماری از همکارانش نیز با آزار و اذیت مشابه روبهرو شدهاند. او که نخواست نامش در این گزارش گرفته شود، به رادیو آزادی گفت: "وقتی همکارانم عکسهای خود را در انستاگرام و فیسبوک منتشر میکردند، بعضی افراد زیرعکسهایشان نوشتههای نامناسب میگذاشتند و پیامهای بد و نامناسب برایشان میفرستادند، وقتی وضعیت آنها را دیدم، نخواستم عکسهای خودم را منتشر کنم." در کنار مشکلات اجتماعی، باورهای مذهبی نیز یکی از عواملی است که باعث میشود برخی افراد علاقهی به گرفتن، چاپ و انتشار عکس نداشته باشند. حکومت طالبان در دهم اسد سال ۱۴۰۳ خورشیدی، قانون امر به معروف و نهی از منکر را منتشر کرد. در ماده هفدهم این قانون، گرفتن و نشر تصاویر موجودات زنده ممنوع اعلام شدهاست. بر اساس گزارشها، این قانون تأثیر گستردهی بر رسانههای افغانستان گذاشته و تاکنون در ۲۲ ولایت عملی شدهاست. فوتوژورنالیستان در افغانستان میگویند که این محدودیتها بر کار آنان تأثیر گذاشته است. یکی از آنان که نخواست نامش منتشر شود و به شرط تغییر صدا با رادیو آزادی صحبت کرد، گفت "در بسیاری از موارد، برای اینکه یک خبر را بهصورت مستند ارائه کنیم، به تصویر نیاز داریم، اما همکاری لازم صورت نمیگیرد. در عصر و دنیای کنونی، تصویر یک نیاز اساسی است." آرشیف، شماری از تصویربرداران و فوتوژورنالیستان در افغانستان مرکز خبرنگاران افغانستان پیش از این گفته بود که ادامه این ممنوعیتها، آزادی بیان و فعالیت رسانهها در آن کشور را با چالشهای جدی مواجه کردهاست. در مورد تاریخچه عکاسی در افغانستان روایتهای گوناگونی وجود دارد. بر اساس بسیاری از روایتها، پیشینه عکاسی در افغانستان به دهههای نخست قرن بیستم میرسد، اما با وجود این تاریخ طولانی، بیشتر افرادیکه در این گزارش با آنان مصاحبه شده، باور دارند که عکاسی هنوز در افغانستان بهعنوان یک حرفه هنری کامل پرورش نیافته و بیشتر به آن به چشم یک سرگرمی نگاه شدهاست. واژه عکاسی یا فوتوگرافی از دو واژه یونانی گرفته شده «فوتو» به معنی نور و «گرافی» به معنای ثبت کردن است. شماری از پیشگامان این عرصه بر این باورند که عکاسی بهعنوان یک پدیده علمی ظهور کرد، به شکل یک صنعت پیشرفت کرد و سپس بهعنوان یک هنر تثبیت شد.
اسلامآباد خواستار گفتوگو برای پایان دادن به تنشها در شرق میانه شد. یک مقام پاکستانی میگوید که کشورش با وجود افزایش تنشها در شرق میانه، به تلاشهای خود برای پیشبرد گفتوگو و دیپلماسی ادامه خواهد داد. طاهر اندرابی، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان، روز چهارشنبه «۲ سپتمبر» در نشست خبری هفتهگی گفت که شهباز شریف، صدراعظم پاکستان و مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، در حاشیه نشست سازمان همکاری شانگهای (اسسیاو) در قرغیزستان که اوایل هفته جاری برگزار شد، درباره درگیری میان امریکا و ایران گفتوگو کردند. اندرابی گفت که صدراعظم پاکستان در دیدار با رئیس جمهور ایران، بر خویشتنداری، گفتوگو و دیپلماسی تأکید کردهاست. او همچنین به سفر هفته گذشته آصف منیر، لوی درستیز اردوی پاکستان، به تهران و دیدارهای او با مقامهای ارشد ایرانی اشاره کرد. یکی از دیدارهای مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران و عاصم منیر، لوی درستیز اردوی پاکستان اندرابی گفت هدف این سفر، تلاش برای «کاهش تنشها در منطقه و شکستن بنبست نظامی» بود. بهگفته او، پس از این سفر، رهبران عمان و قطر نیز به تهران سفر کردند. در ماه اپریل، اسلامآباد میزبان مذاکرات مستقیم میان مقامهای امریکایی و ایرانی بود، مذاکراتیکه نخستین گفتوگوهای رو در رو میان دو کشور طی چندین دهه به شمار میرفت و در پی آن، تفاهمنامه اسلامآباد به امضا رسید. هفته گذشته، آصف منیر، لوی درستیز اردوی پاکستان، به تهران سفر کرد و با مقامهای ایرانی گفتوگو داشت. این سومین سفر منیر به تهران از زمان آغاز درگیری میان امریکا، اسرائیل و ایران در اواخر ماه فبروری بود.
حکومت طالبان، روز چهارشنبه «۱۱ سنبله» از قانون ممنوعیت تظاهرات دفاع کرد. در قانون «شرطه» که از سوی گروههای حقوق بشری و فعالان این عرصه مورد انتقاد قرار گرفته است، هرگونه تظاهرات ممنوع شدهاست. طالبان این قانون را آنچه که در پرتو شریعت اسلامی تدوین شده، میخوانند، اما شماری از عالمان دین میگویند که ممنوعیت تظاهرات هیچ اساس شرعی ندارد. سخنگوی حکومت طالبان روز چهارشنبه گفت که قانون ممنوعیت تظاهرات برای شرایط افغانستان تدوین شده و در آن مواردی گنجانیده شده که برای تأمین امنیت، ثبات و جلوگیری از جرایم در کشور مهم است. ذبیحالله مجاهد گفت که تظاهرات در قوانین اسلامی جایگاهی ندارد و مربوط به جوامعی است که در آنها قوانین متفاوتی حاکم است، بهگونه مثال، نظامهای دموکراسی یا جمهوری. او افزود: "در نظام اسلامی، اگر تظاهرات به معنی اعتراض سالم باشد، نهادهای مختلفی وجود دارند که باید به آنها مراجعه شود، اما باید از تلف شدن وقت مردم، ضایع شدن اموال آنان و ایجاد بینظمی و هرجومرج جلوگیری شود." آرشیف، تظاهرات زنان و دختران افغان در اعتراض به ممنوعیتهای طالبان بر کار و آموزش آنان با این حال، شماری از عالمان دین میگویند که اعتراض، انتقاد و تظاهرات از دیدگاه شریعت کاری مباح است و در برخی موارد حتی ضروری دانسته میشود و هیچ نص شرعی وجود ندارد که تظاهرات را ممنوع کرده باشد. فضلالهادی وزین، استاد شرعیات و عضو اتحادیه جهانی علمای مسلمان، به رادیو آزادی گفت که طالبان میتوانند تظاهرات مسالمتآمیز را تنظیم کرده و برای آن قانون وضع کنند، اما پیوند دادن ممنوعیت تظاهرات به احکام اسلامی، هیچ اساسی ندارد. او میگوید اگر یک فرد حق اعتراض و دادخواهی داشته باشد، این حق برای یک گروه و جماعت نیز وجود دارد. او گفت: "اگر گفته شود که تظاهرات در اسلام وجود ندارد و باید ممنوع شود، معنایش این است که برای استبداد، اختناق و زورگویی راههای فراهم میشود تا ملت حق نداشته باشد در برابر ظلم، زور و بیعدالتی صدای خود را بلند کند. اگر یک فرد این حق را داشته باشد و بتواند برای دفاع از حق خود به بیرون برود و صدای خود را بلند کند، طبعاً جماعت، مردم و گروهها نیز این حق را دارند." سازمان عفو بینالملل میگوید این قانون طالبان ممکن است بر برخی از حقوق و آزادیهای اساسی مردم تأثیر بگذارد. این سازمان در چهارم سنبله، در شبکه اجتماعی اکس گفت که یکی از موارد نگرانکننده در این قانون، ممنوعیت عمومی هرگونه تظاهرات و اعتراضها است و آن را در تضاد با حق برگزاری تجمعات مسالمتآمیز دانست. سازمان عفو بینالملل افزوده که این ممنوعیت میتواند محدودیتهای موجود بر آزادیهای اساسی در افغانستان را بیشتر کند. دیدبان حقوق بشر نیز ماه گذشته این قانون را یک گام دیگر و «بیرحمانه» از سوی طالبان برای سرکوب هرگونه مخالفت خواند و آن را محکوم کرد. از سوی دیگر، شماری از فعالان زن در بخش حقوق بشر نیز نسبت به این قانون اعتراض کرده و ممنوعیت تظاهرات را سرکوب آزادی بیان و حقوق بشری خواندهاند. یک زن معترض از بدخشان که نخواست نامش در گزارش منتشر شود، چند روز پیش در گفتوگو با رادیو آزادی و با تغییر صدا گفت: "وقتی یک زن نتواند آزادانه اعتراض کند، تنها صدای او خاموش نمیشود، بلکه بخشی از هویت او و آزادی و حضورش در جامعه نیز نادیده گرفته میشود." در آخرین اعتراضات که در نوزدهم جوزا در شهرک جبرائیل هرات علیه بازداشت زنان و دختران از سوی کارمندان امر به معروف و نهی از منکر طالبان راه اندازی شد، دفتر یوناما گزارش داد که دستکم یک پسر، در نتیجه تیراندازی کشته شده و چندین نفر دیگر نیز زخمی شدهاند، شماری از زخمیها در نتیجه لتوکوب، از جمله با چوب، آسیب دیدهاند. آرشیف، خشونت افراد طالبان با معترضان در هرات این نهاد از «استفاده بیش از حد از زور» علیه معترضان ابراز نگرانی کرده و بر حق مردم برای ابراز نظر بهگونه مسالمتآمیز تأکید کردهاست. طالبان ماه گذشته قانون «شرطه» را برای پولیس اعلام کردند که در آن برگزاری تظاهرات ممنوع شدهاست. بر اساس خبرنامه وزارت عدلیه طالبان که در «۳۱ اسد» در شبکه اجتماعی اکس منتشر شده، این قانون دارای دو باب، پنج فصل و ۵۳ ماده است و از سوی هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، توشیح و در جریده رسمی منتشر شدهاست. دفتر معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، سازمان عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر در گزارشهای خود بارها درباره محدودیت آزادی بیان، سرکوب اعتراضهای مسالمتآمیز و فشار بر زنان در افغانستان ابراز نگرانی کرده و از طالبان خواسته اند که به حقوق اساسی شهروندان، از جمله حق برگزاری تجمعات مسالمتآمیز، احترام بگذارند.
پنج سال پس از نخستین اعتراضات زنان در افغانستان، این اعتراضات در شرایط متفاوتی نسبت به روزهای نخست ادامه یافته است. تا زمانی که زنان افغانستان از حقوق اساسی انسانی خود محروم باشند، مبارزه ما ادامه خواهد داشت یک فعال حقوق زنان پنج سال پس از آغاز اعتراضات زنان در کابل، دیگر زنان معترض مانند روزهای نخست در جادهها حضور ندارند. برخی معترضان می گویند بازداشت، تهدید و محدودیتهای طالبان، شیوه اعتراض آنان را تغییر داده ؛ اما خواستههای شان همچنان پابرجاست. یک زن معترض در داخل افغانستان که به دلیل نگرانیهای امنیتی نمیخواهد نامش در گزارش منتشر شود،به رادیو آزادی گفت که آنان در پنج سال گذشته همچنان به اعتراضات خود ادامه دادهاند: «اعتراض ما زنان افغانستان فقط ایستادن ما در خیابان نبود، بلکه ما شیوه مبارزه خود را تغییر دادیم؛ اما هدف ما تغییر نکرده، ما برای حقوق خود مبارزه میکنیم، حق آموزش، حق کار، حق آزادی رفت و آمد، حق مشارکت در جامعه، تصمیمگیری، حق داشتن آینده و حق زندگی با عزت بدون تبعیض.» پس از بازگشت طالبان به قدرت در ۱۵ اگست ۲۰۲۱، اعتراضات زنان در افغانستان آغاز شد. دیدهبان حقوق بشر گزارش داده که این اعتراضات از ۲ سپتمبر ۲۰۲۱ در هرات آغاز شد و به کابل و مزارشریف گسترش یافت،در ۳ سپتمبر همین سال،برخی زنان در کابل در اعتراض به سیاستهای طالبان و در دفاع از حقوق خود، از جمله حق آموزش، کار و مشارکت در جامعه، به جاده ها برآمدند. ترنم سیدی، یکی از زنان معترض، درباره آن روز میگوید: «اولین برنامه اعتراض خیابانی ما سوم سپتمبر ۲۰۲۱ بود؛ روز جمعهای که طالبان قرار بود کابینه خود را معرفی کنند، پیش از اینکه آنها بعد از نماز جمعه کابینهشان را معرفی کنند، ما به خیابان آمدیم و اعتراض کردیم.» از وخامت ناامنی غذایی، زلزلهها، سیلابها و سایر خطرات بهویژه زنان و دختران افغان، متاثر می شوند اعتراض ما زنان افغانستان فقط ایستادن در خیابان نبود، بلکه ما شیوه مبارزه خود را تغییر دادیم یک زن معترض افغان اعتراضات زنان؛ اما بزودی با واکنش نیروهای طالبان روبهرو شد، بر اساس گزارش دیدهبان حقوق بشر در چهارم سپتمبر ۲۰۲۱، نیروهای طالبان گردهمایی حدود صد زن معترض در کابل را متفرق کردند و با شماری از معترضان برخورد و آنان را لتوکوب کردند و در روزهای بعد نیز برخورد با معترضان و خبرنگارانی که اعتراضات را پوشش میدادند ادامه یافت. محدودیتها یکی پی دیگر همزمان با سرکوب اعتراضات، محدودیتهای طالبان بر زنان نیز بهتدریج گستردهتر شد. در ۸ سپتمبر ۲۰۲۱، وزارت امور داخله طالبان اعلام کرد که برگزاری تظاهرات بدون مجوز ممنوع است. بر اساس این دستور، برگزارکنندگان باید از وزارت عدلیه طالبان اجازه میگرفتند و دستکم ۲۴ ساعت پیش از برگزاری، محل، زمان، مدت، هدف و شعارهای اعتراض را به نهادهای امنیتی طالبان اطلاع میدادند. همزمان ، محدودیت بر اشتغال زنان در نهادهای دولتی نیز آغاز شد و بسیاری از زنان از محل کارشان کنار گذاشته شدند.در ۱۷ سپتمبر، وزارت معارف طالبان اعلام کرد مکاتب متوسطه و لیسه برای پسران بازگشایی میشوند، اما در این اعلامیه اشارهای به بازگشت دختران نشد. یک روز بعد، وزارت امور زنان نیز تعطیل و ساختمان آن به وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان واگذار شد. از جادهها تا محافل سرپوشیده با افزایش فشارها ، برگزاری اعتراضات در فضای عمومی با خطر بازداشت، تهدید و خشونت همراه شد و برخی زنان برای ادامه فعالیتهای اعتراضی به تجمعات کوچکتر و مکانهای سرپوشیده روی آوردند. زنان در این گردهماییها، در حالی که برای حفظ هویت خود چهرههایشان را میپوشانند، نوشتهها و شعارهای اعتراضی در دست گرفته و تصاویر و ویدیوهای آن را در شبکههای اجتماعی منتشر کردهاند. در کنار آن فعالیتهای آنلاین، شعارنویسی روی دیوارها و برخی حرکتهای نمادین نیز به شیوههای دیگر اعتراض تبدیل شده است، گروههای معترض با این روشها پیامهایی درباره حق آموزش، کار، آزادی و حضور زنان در جامعه را مطرح کردهاند. ممنوعیت اعتراض در قانون جدید طالبان؛ زنان و شهروندان چه میگویند؟ مجبور شدم مهاجرت کنم، اما بعد از آن هم دوباره مبارزهام را شروع کردم ژولیا پارسی ترنم سیدی، یکی از زنان معترض، درباره این تغییر می افزاید : «کمکم بعد از ماه دوم و سوم، و بهخصوص بعد از ماه پنجم و ششم، به خاطر اینکه بازداشت دخترها شروع شد، برنامهها بهتدریج به محیطهای سرپوشیده منتقل شد. اما ما همزمان، وقتی از افغانستان خارج شدیم، از همان روزهای اول در پاکستان و در مدتی که آنجا بودیم، در برنامههای اعتراضی شرکت میکردیم و این فعالیتها تا امروز همچنان ادامه دارد.» به گفته دیدهبان حقوق بشر، پس از بازگشت طالبان به قدرت، شماری از فعالان زن بازداشت شدند. این سازمان در سال ۲۰۲۳ از بازداشت ژولیا پارسی، ندا پروانی، منیژه صدیقی و پریسا آزاده خبر داد؛ در شماری از این موارد، حکومت طالبان بازداشت این فعالان را نه تأیید و نه رد کرده است. ژولیا پارسی، یکی از زنان معترض که سه ماه در زندان طالبان در قید بسر برده میگوید: «مجبور شدم مهاجرت کنم، اما بعد از آن هم دوباره مبارزهام را شروع کردم و تا امروز ادامه دارد. یکی از دستاوردهای مهم اعتراضهای ما این بود که چهره واقعی طالبان را به جهان نشان دادیم؛ اینکه طالبان تغییر نکردهاند.» در حالی که زنان معترض در داخل و خارج از افغانستان علیه محدودیتهای طالبان صدا بلند میکردند، این محدودیتها بهتدریج بخشهای بیشتری از زندگی زنان را دربر گرفت. آموزش و کار، از مهمترین حوزههایی بود که زنان از محرومیت در آنها انتقاد کردند و به محور اعتراضات آنان تبدیل شد. آموزش و کار؛ محدودیتهایی که گستردهتر شد در ۲۰ دسمبر ۲۰۲۲، وزارت تحصیلات عالی طالبان تحصیل زنان در پوهنتونها را تا اطلاع بعدی تعلیق کرد؛ سازمان ملل متحد همان روز خواستار لغو فوری این تصمیم شد. چند روز بعد، در ۲۴ دسمبر ۲۰۲۲، حکومت طالبان کار زنان در سازمانهای غیردولتی داخلی و بینالمللی را نیز ممنوع کرد، این محدودیت در ۴ اپریل ۲۰۲۳ به کارمندان زن سازمان ملل متحد گسترش یافت. با آنکه حکومت طالبان مدعی است که حقوق زنان مطابق شریعت اسلام در افغانستان تامین است؛ سازمانهای بینالمللی و شماری از زنان افغان از گسترش محدودیتها بر آموزش، کار و حضور اجتماعی زنان انتقاد کردهاند. در سال های پس از حاکمیت طالبان در افغانستان، شماری از زنان معترض افغانستان را ترک کردند و فعالیتهای مدنی و اعتراضی خود را در خارج از کشور ادامه دادند. این فعالیتها در حالی ادامه یافت که بحث درباره چگونگی تعامل جامعه جهانی با طالبان و بهرسمیتشناختن حکومت آنان همچنان مطرح بوده است. با وجود گسترش تعاملات دیپلوماتیک طالبان با کشورهای مختلف، روسیه تنها کشوری است که حکومت طالبان را به رسمیت شناخته است. رعایت کامل حقوق زنان و دختران، تشکیل حکومت فراگیر، مبارزه با تروریزم و پایبندی به تعهدات بینالمللی از جمله موضوعاتی اند که در مواضع جامعه جهانی درباره طالبان مطرح شده است. پنج سال بعد پنج سال پس از نخستین اعتراضات زنان در افغانستان، ممنوعیت اعتراضات که پیش از این نیز با محدودیت ها همراه بود، اکنون در قانون نیز صراحت یافته است. وزارت عدلیه طالبان در ۳۱ اسد ۱۴۰۵ «قانون شرطه» را در جریده رسمی منتشر کرد، در ماده ۵۰ این قانون آمده است که «هرگونه مظاهره در قلمرو افغانستان منع است.» با آنهم زن معترضی از داخل افغانستان که در آغاز گزارش درباره ادامه اعتراضات صحبت کرد، در این باره میگوید: «تا زمانی که زنان افغانستان از حقوق اساسی انسانی خود محروم باشند، مبارزه ما ادامه خواهد داشت.»
انتظار طولانی مهاجران افغان در پاکستان؛ فعال حقوق زنان خواهان روشنشدن سرنوشت پروندهٔ مهاجرتیاش است. سختترین بخش این است که وضعیت نامعلوم باشد لینا امانی، یکی از فعالان حقوق زنان افغان لینا امانی، یکی از فعالان حقوق زنان افغان که در پاکستان بهسر میبرد، می گوید: «سختترین بخش این است که وضعیت نامعلوم باشد و انسان نداند تا چه وقت دیگر باید منتظر بماند.» لینا امانی شاید گمان میکرد که انتظارش در پاکستان کوتاه خواهد بود، اما این انتظار کوتاه نخست به چند ماه و سپس به چند سال مبدل شد. نزدیک به پنج سال پیش، این فعال حقوق زنان که از پوهنزی حقوق پوهنتون کابل فارغ شده است، افغانستان را ترک کرد و به پاکستان پناه برد. او میگوید امیدوار بود بهزودی به یک کشور سوم منتقل شود و زندگی تازهای را آغاز کند، اما با گذشت سالها، هنوز هم با سرنوشتی نامعلوم روبهرو است. او به رادیو آزادی گفت: «این انتظار طولانی تنها بر من تأثیر نگذاشته، بلکه تمام خانوادهام را با مشکلات جدی روبهرو کرده است. ما تنها میخواهیم وضعیت ما روشن شود تا بتوانیم زندگی عادی خود را آغاز کنیم.» ناپدیدشدن سینماگر و فعال رسانهای افغان در پاکستان در اینجا، بزرگترین مشکل برای من و دیگران، مسئله ویزه است لینا امانی، یکی از فعالان حقوق زنان افغان امانی میگوید به دلیل فعالیتهایش در افغانستان، جانش در خطر بود، اما پس از رفتن به پاکستان با مشکلات دیگری روبهرو شد. به گفته او، مشکلات ویزه، فرصتهای محدود کاری و فشارهای اقتصادی، از مهمترین چالشهای زندگی روزمرهاش است. او گفت: «در اینجا، بزرگترین مشکل برای من و دیگران، مسئله ویزه است. ما میخواهیم دستکم اقامت ما در پاکستان قانونی شود، پروندههای مهاجرتی ما بررسی شود و زمینه آموزش و کار برای ما فراهم گردد. مهمترین خواست ما این است که از این وضعیت نامعلوم بیرون شویم.» اما این انتظار طولانی تنها بر وضعیت اقتصادی او اثر نگذاشته، بلکه برنامههای آموزشیاش را نیز به تأخیر انداخته است. امانی میگوید قصد داشت پس از گرفتن مدرک لیسانس، دوره ماستری را ادامه دهد، اما به دلیل مهاجرت و نامعلوم بودن وضعیتش، این آرزو هنوز هم برآورده نشده است. با این حال، او تلاش کرده است در کنار انتظار، زندگی روزمرهاش را نیز پیش ببرد. او اکنون در بخش طراحی گرافیک و طراحی وب کار میکند و میگوید از همین راه بخشی از هزینههای زندگیاش را تأمین میکند. داستان به تعویق افتادن آموزش و آینده لینا، با وضعیت کنونی زنان در افغانستان نیز پیوند دارد. زنان بیوه در افغانستان؛ از دست دادن همسر، از دست دادن کار و جنگ برای بقای کودکانشان در افغانستان، مکتبهای دخترانه بالاتر از صنف ششم بسته است و زنان از ادامه تحصیل در پوهنتونها نیز محروم اند. محدودیتها بر کار و حضور اجتماعی زنان نیز فرصتهای آموزشی و آینده حرفهای آنان را کاهش داده است. مهمترین خواست ما این است که از این وضعیت نامعلوم بیرون شویم لینا امانی، یکی از فعالان حقوق زنان افغان امانی میگوید همین وضعیت باعث شده که تصور بازگشت به افغانستان برایش دشوارتر شود. او گفت: «در حال حاضر، زندگی زنان در افغانستان با دشواریهای زیادی روبهرو است. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند و برای جهان عادی شود، برای ما بسیار دردناک خواهد بود. پشت این محدودیتها، میلیونها زن افغان قرار دارند که هر کدام برای آینده خود آرزوهای بزرگی داشتند.» در افغانستان زیر حاکمیت طالبان، محدودیتهای گستردهای بر آموزش و کار زنان وضع شده است. در همین حال، زنانی که به پاکستان پناه بردهاند نیز در ماههای اخیر با مشکلات بیشتر و وضعیت نامشخص روبهرو شدهاند. امانی میگوید پرونده مهاجرتیاش برای رفتن به ایالات متحده هنوز هم در مرحله بررسیهای امنیتی قرار دارد. او خواهان تمدید ویزه و بررسی پروندههای مهاجرتی پناهجویان در پاکستان است تا بتوانند زندگی عادی خود را از سر بگیرند و از اخراج به افغانستان در امان بمانند. پاکستان در سال ۲۰۲۳ روند اخراج مهاجران افغان فاقد اسناد را آغاز کرد. بر بنیاد معلومات کمیشنری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، تا ماه جولای سال ۲۰۲۶ بیش از دو میلیون و ششصد هزار افغان از پاکستان به افغانستان بازگشتهاند. لینا امانی میگوید، پرونده آنان با وضعیت دیگر مهاجران تفاوت دارد و از همین رو، سازمان ملل متحد و کشورهایی که از حقوق بشر حمایت میکنند، باید بر پاکستان فشار بیاورند تا زمینه اقامت قانونی آنان را فراهم سازد. با وجود همه این دشواریها، او میگوید هنوز امیدش را از دست نداده است. او امیدوار است روزی این انتظار طولانی پایان یابد، بتواند تحصیلات ماستریاش را ادامه دهد و فصلی از زندگیاش را آغاز کند که پنج سال پیش چشمبهراه آن بود.
گروه کاری مشترک تجارت هند و افغانستان، در یک نشست مجازی یا آنلاین روی تسهیل تجارت، همکاریها در زمینۀ گمرکات و تقویت شریک ساختن اطلاعات بحث و گفتگو کرده است. هند بزرگترین خریدار میوههای تازه و خشک، نباتات طبی، سنگ های قیمتی و صنایع دستی افغانستان است آذرخش حافظی بر اساس رسانههای هند، وزارت تجارت هند روز چهارشنبه(11 سنبله) گفت که در این نشست مجازی تجار هند و افغانستان در مورد شماری از گامهای تازه در زمینۀ تقویت همکاریهای تجارتی و اقتصادی دوجانبه، توافق کردهاند. همچنان در مورد تسهیل ویزه برای تجار افغان، همکاری های مالی و بانکی، تجارت ادویه و محصولات زراعتی، انرژی، سرمایه گذاری، ترانسپورت و امور بنادر، بحث و تبادل نظر صورت گرفت. دو طرف توافق کرده اند که بحث های شان را در زمینۀ گسترش روابط سرمایه گذاری و تجارتی ادامه دهند. هند در ادامه کمکهای بشردوستانه، تجهیزات صحی به یک شفاخانه دولتی در کابل فرستاد همچو گفتگوهای گروهکاری مشترک تجار هند و افغانستان، چقدر می تواند موثر باشد؟ آذرخش حافظی، رئیس سابق اتاق تجارت سازمان همکاری اقتصادی ایکو و آگاه امور اقتصادی می گوید: "هند بزرگترین خریدار میوههای تازه و خشک، نباتات طبی، سنگ های قیمتی و صنایع دستی افغانستان است که به اعلان نیاز ندارد و از قرن ها به اینسو مردم هند با ذایقۀ تولیدات افغانستان آشنا هستند. به همین دلیل کمیتۀ همکاری دایمی تاسیس شده، تا در مورد دور زدن برخی مشکلات راهحل پیدا کند. کوتاه ترین راه افغانستان هند، از طریق پاکستان است که امیدواریم مشکلات منطقوی حل شده، راه های مواصلاتی باز شود." افغانستان به تکنولوژی، محصولات صنعتی و بعضی اقلام عنعنوی هند، ضرورت مبرم دارد آذرخش حافظی آقای حافظی با اشاره به نیازهای افغانستان به محصولات هند، همچنین گفت: "افغانستان به تکنولوژی، محصولات صنعتی و بعضی اقلام عنعنوی هند، ضرورت مبرم دارد که نیازمند باز شدن راههای مواصلاتی است." در حالی از تلاش ها برای تسهیل مناسبات تجارتی هند با افغانستان تحت حاکمیت طالبان خبر داده می شود که روابط سیاسی و امنیتی میان افغانستان و پاکستان این رقیب دیرینۀ هند، با تنش شدید مواجه است. بیش از ده ماه می شود که همۀ گذرگاههای سرحدی میان این دو کشور مسدود شده است. کوتاه ترین راه تجارتی افغانستان با هند از طریق پاکستان می گذرد و به گفتۀ اتاق تجارت و سرمایه گزاری افغانستان بسته ماندن درازمدت این گذرگاهها، میلیون ها دالر خساره به تجار افغان وارد کرده است. ضیاءالحق سرحدی، معاون اتاق مشترک تجارت و صنایع افغانستان و پاکستان، اخیراً در پشاور گفته، که صادرات سالانه پاکستان به افغانستان حدود ۱.۵ میلیارد دالر و صادرات سالانه افغانستان به بازارهای پاکستان حدود ۸۰۰ میلیون دالر بود که به دلیل مسدود شدن راهها، بهطور کامل متوقف شده است. هند که یکی از کمککنندگان کلیدی جمهوری مخلوع افغانستان بود، پس از بازگشت طالبان به قدرت، رویکردی محتاطانه در پیش گرفت. با این حال، ناظران بر این باورند که تلاشهای اخیر دهلینو برای بهبود و بازسازی مناسبات با حکومت طالبان، میتواند موجب نگرانی پاکستان، رقیب دیرینه منطقهای هند شود.
شماری از مهاجران افغان در اروپا و امریکا میگویند که فرستادن پول به خانوادههایشان در افغانستان، در کنار هزینههای سنگین زندهگی در کشورهای میزبان، فشار اقتصادی و روانی زیادی بر آنان وارد میکند. بهگفته آنها، مجبور هستند که برای حمایت از خانوادههایشان، کارهای شاقه انجام بدهند. جاوید، یکی ازین مهاجران افغان مقیم جرمنی که در یک شرکت لوجستیکی کار میکند، میگوید مهاجران جوان با وجود هزینههای زندهگی در اروپا، ناگزیرند بخش بزرگی از درآمدشان را برای خانوادههایشان در افغانستان بفرستند. او به رادیو آزادی گفت: "جوانان اینجا مجبور هستند که حدود هشت الی ۱۰ ساعت کار کنند و مجبورند برای خانوادههای شان پول روان کنند، اگر یک جوان ۱،۷۰۰ یا ۱،۸۰۰ در ماه کار کند و یک هزار آن را به فامیل در افغانستان بفرستد باز هم میگن کم است، یک جوان میتواند با آن پول اینجا برای خود یک زندهگی متوسط بسازد، اما جوانان مجبور هستند که بهخاطر فامیلشان زندهگی را با بسیار مشکل سپری کنند و به فامیلشان پول روان کنند." جاوید میگوید، این وضعیت باعث شده که برخی مهاجران برای تأمین نیازهای خانواده، زندهگی خودشان را نیز با دشواری سپری کنند. در همین حال، مهاجران میگویند که تأمین هزینه خانواده در افغانستان، در کنار مصارف زندهگی در کشورهای میزبان، فشار دیگری بر آنان وارد میکند. آرشیف، یک مهاجر افغان در ترکیه که چوپانی میکند. تانیا، مهاجر افغان مقیم کانادا، میگوید کرایه خانه، مالیات و هزینههای دیگر، بخش قابل توجهی از درآمد مهاجران را مصرف میکند. او افزود: "در خارج وقتی تو پولی را که از کار پیدا میکنی چقدر مصارف گزاف دیگر را مجبور هستی بپردازی مثل کرایهٔ خانه، مالیه موتر، بل برق و گاز که هر کدام آن را که جداگانه بسنجیم، نظر به عاید هیچ است، و از یکسو هم اگر به افغانستان به فامیل پول روان کرده نتوانی این هم بسیار عذابآور است، خیلی آدم را از درون درد میدهد که اگر نتوانم پول روان کنم فردا چطور به چشمهای آنها بیبینیم و از یک طرف هم استرس مصارف اینجا." در سوی دیگر، خانوادههای این جوانان مهاجر در افغانستان میگویند که به دلیل نبود فرصتهای کاری و درآمد کافی، برای تأمین نیازهای اساسی زندهگی به این کمکها وابسته اند. بهگفته آنها، برای برخی خانوادهها در افغانستان پولیکه از خارج میرسد، بخشی از هزینههای اساسی زندهگی را تأمین میکند. یک تن از باشندهگان افغانستان که نخواست نامش در گزارش گرفته شود، میگوید خانواده هفت نفری آنان بدون کمک بستهگانشان در خارج، در تأمین نیازهای ضروری با مشکل روبهرو میشوند. او میافزاید: "برای ما کاکایم از خارج پول روان میکند، اینکه چقدر روان میکند بستهگی به خودش دارد که چقدر روان کند و این کمک نیازهای ضروری خانواده ما را برطرف میسازد، این کمک اگر برای ما نرسد تأمین نیازهای زندهگی برای ما بسیار سخت میشود و مجبور میشویم از خارج پول بخواهیم." آذرخش حافظی، کارشناس اقتصادی، میگوید بخش قابل توجهی از پول افغانهای مقیم خارج برای حمایت از خانوادهها و دیگر مصارف به افغانستان فرستاده میشود: "بین ۲،۷ یا یا سهونیم میلیارد دالر افغانهای مقیم خارج برای خانواده، مؤسسههای خیریه و یا برای خرید و فروش امکان رهایشی و ترمیم جایدادهای شان روان میکنند، چون در افغانستان فقر بیداد میکند و این گپ نو نیست و فقر هر روز در حال افزایش است." آرشیف، سرای شهزاده کابل، مارکیت صرافی که بسیار از مهاجران افغان از طریق آن خدمات حواله را انجام میدهند. این وابستهگی خانوادهها به پول بستهگانشان در خارج، درحالیست که افغانستان همچنان با فقر گسترده و کمبود فرصتهای کاری روبهرو است. برنامه توسعهای سازمان ملل متحد میگوید که در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۴ درصد افغانها، نزدیک به ۲۸ میلیون نفر، قادر به تأمین نیازهای اساسی زندهگیشان نبودهاند. این نهاد میگوید محدودیت فرصتهای کاری، بدهی و کاهش منابع درآمدی، آسیبپذیری خانوادهها را بیشتر کردهاست. بانک جهانی نیز میگوید با وجود رشد اقتصادی، فقر و ناامنی غذایی همچنان از چالشهای جدی افغانستان است و کاهش درآمد سرانه، بهبود سطح زندهگی مردم را دشوار کردهاست. در چنین شرایطی، حوالههای مهاجران برای شماری از خانوادهها به یکی از منابع مهم تأمین هزینههای زندهگی تبدیل شدهاست. برای مهاجران، فرستادن پول به خانوادهها مسئولیتی است که با وجود هزینههای سنگین زندهگی در کشورهای میزبان ادامه دارد، اما برای خانوادههای آنان در افغانستان، این پول در شرایط فقر و کمبود فرصتهای کاری، گاهی برای تأمین نیازهای اساسی زندهگی ضروری و تنها روزنهٔ امید است.
نبود کار و درآمد، زندهگی شماری از زنان بیوه در افغانستان را دشوار کردهاست. آنان میگویند با از دست دادن همسر، مسئولیت تأمین خانواده و آینده فرزندانشان بر دوش آنان افتاده، اما محدودیتهای کاری فرصتهایشان را برای تأمین این نیازها کاهش دادهاست. سیمین، یکی از این زنان و مادر سه فرزند، میگوید که پس از کشته شدن شوهرش، مسئولیت سرپرستی خانواده بر دوش او افتاد. بهگفته وی فرزندانش اکنون ۷، ۱۰ و ۱۲ ساله اند و زمانیکه شوهرش کشته شد، فرزند سومش هنوز به دنیا نیامده بود و چهار ماه پس از مرگ پدرش متولد شد. شوهر سیمین که سرباز اردوی ملی بود، دو سال پیش از سقوط حکومت جمهوری مخلوع در جریان درگیری با طالبان کشته شد. او میگوید پس از آن، به تنهایی مسئولیت بزرگ کردن فرزندان و پیشبرد زندهگی خانواده را بر عهده گرفت، اما با سقوط حکومت جمهوری و از دست دادن وظیفهاش در یکی از ادارات دولتی، این مسئولیت برایش دشوارتر شد. سیمین که باشندهٔ کابل است، میگوید از سوی نهادهای مسئول کمکی دریافت نکردهاست: ""همیشه در دلم میگویم، خدایا، وقتی شوهرم نبود، کاش وظیفهام را از دست نمیدادم. شوهرم در جنگ در هلمند شهید شد، همان سالی که شهید شد، یک یا دو سال بعد از آن حکومت هم سقوط کرد، مثلاً طفلها در بیرون هر چیزی را میبینند، خوردنی، پوشیدنی و هر چیز دیگر، وقتی به خانه میآیند، میگویند مادر، این چیز را برای ما بخر من هم به نحوی برایشان توضیح میدهم و میگویم ما این را نداریم، توان خرید این چیز را نداریم." آرشیف، شماری از زنان بیوه در افغانستان که برای بدست آوردن کمک جمع شدهاند. این تنها سیمین نیست، بلکه زنان بیوهٔ دیگری نیز که زمانی برای تأمین هزینههای خانوادههای خود کار میکردند، اکنون پس از از دست دادن منابع درآمد شان با مشکلات اقتصادی و تأمین نیازهای اولیهٔ زندهگی روبهرو هستند. یکی از این زنان و مادر چهار فرزند زیر ۱۸ سال که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، باشنده ولایت پروان است که شوهرش را شش سال قبل در یک حملهٔ انتحاری در کابل از دست داد. او نیز پس از آن مسئولیت تأمین زندهگی چهار فرزندش را بر عهده گرفت و پیش از این در یک مؤسسهٔ غیر دولتی کار میکرد، اما اکنون بیکار است. این زن میگوید در خانهٔ کرایی زندهگی میکند و عایدی ندارد و از نهادهای کمکرسان خواستار حمایت است: "سختیها زیاد است، اگر یک صبح چیزی به خوردن داشته باشیم، حیران میمانیم که شب چه بخوریم و اگر شب غذا بخوریم، برای فردای خود حیران میمانیم که چه بخوریم. خودم با آنکه یک زن هستم، تمام سختیها را تحمل میکنم، اما چهار کودک دارم. از نهادهای مسئول، خواهش میکنم به من کمک کنند." یک زن بیوۀ دیگر و مادر دو فرزند که او نیز نخواست نامش در گزارش ذکر شود، میگوید شوهرش را چهار سال پیش در مسیر غیر قانونی مهاجرت به ایران از دست دادهاست. او پیش از این از طریق صنایع دستی و تولیدات دستی برای مؤسسات غیر دولتی درآمد کسب میکرد، اما اکنون بیکار است و همراه فرزندانش در خانهٔ پدرش در بلخ زندهگی میکند و هزینههای زندهگی را با کمک برادرش تأمین میکند. آرشیف، شماری از زنان بیوه در ولایت خوست افغانستان که در زمان جمهوری مخلوع کار میکردند. او میگوید به دلیل ناتوانی اقتصادی، دو فرزند ۱۰ و ۱۲ سالهاش از رفتن به مکتب بازمانده اند: "برای فعلاً تمام درد من بیکاریام است، تمام درد من بیجاییام است. اگر فقط بفهمم که از یک جای کوچک یک درآمد بسیار کم دارم که بتوانم با آن کرایهٔ خانهام را بدهم، یک کار بسیار کوچک که مثلاً با پنج، شش هزار افغانی شروع شود، من با همان زندهگیام را تنظیم میکنم، اما فعلاً واقعا بسیار ضعیف هستم، جرأت ازدواج مجدد را هم نکردم، کوشش کردهام خودم اولادهای خود را بزرگ کنم، اما بسیار شرمنده و جگرخون هستم که حتی نمیتوانم به فامیل پدرم کمک کنم و حالا خود ما هم برای آنان سربار شدهایم." مسئولان وزارت امور شهدا و معلولین حکومت طالبان به پرسشهای رادیو آزادی درباره شکایتهای زنان بیوه، شمار آنان و فرزندانشان و چگونهگی روند رسیدهگی به مشکلات و درخواستهای آنان پاسخ ندادند. برخی رسانههای داخلی افغانستان، به نقل از فیصل خاموش، سخنگوی این وزارت، در بهار ۱۴۰۴ گزارش دادهاند که وزارت امور شهدا و معلولین طالبان بیش از ۳۹۵ هزار یتیم و بیش از ۹۸ هزار زن بیوه را در سراسر افغانستان ثبت کردهاست. با وجود شکایت برخی زنان بیوه از عدم دریافت کمکها، رسانههای داخلی به نقل از وزارت امور شهدا و معلولین طالبان گزارش دادهاند که برای زنان بیوه و یتیمان مساعدتهای ماهانه توزیع میشود و این روند ادامه دارد. حکومت طالبان با آنکه مدعی است حقوق دختران و زنان در افغانستان تأمین است، پس از بازگشت به قدرت در اگست ۲۰۲۱، محدودیتهای گستردهی بر کار و فعالیت اقتصادی زنان وضع کردهاست. این محدودیتها ابتدا بخشهای از ادارههای دولتی را دربر گرفت، سپس در سال ۲۰۲۲ کار زنان در تمامی ادارههای غیر دولتی ممنوع شد و در سال ۲۰۲۳، زنان افغان از کار در ادارههای مربوط به سازمان ملل متحد نیز منع شدند و سه ماه پس از آن، فعالیت زنان در تمامی آرایشگاههای زنانه نیز ممنوع شد. آرشیف، شماری از زنان بیوه که قبلاً میتوانستند کمک دریافت کنند، اما حالا شکایت دارند که با آنان هیچگونه کمکی صورت نمیگیرد. برخی از زنان، بهویژه زنان سرپرست خانواده، میگویند این محدودیتها پیامدهای سنگینتری برای آنان به همراه داشته است. گزارشهای نهادهای بینالمللی نیز از پیامدهای اقتصادی این وضعیت برای خانوادههای تحت سرپرستی زنان حکایت دارد. بخش زنان سازمان ملل متحد و گروه کاری «جنسیت در اقدامهای بشردوستانه» در ماه می ۲۰۲۶ گفته اند که به دلیل بحران حقوق زنان و وضعیت وخیم بشردوستانه در افغانستان، نزدیک به ۱۱ میلیون زن و دختر در این کشور به کمکهای فوری نیاز دارند و بیکاری یا فقر مشکل اصلی ۸۳ درصد خانوادههای است که زنان سرپرستی آنها را بر عهده دارند. این گزارش افزوده که حدود ۴۳ درصد خانوادههای که زنان سرپرستی آنها را بر عهده دارند، در سال ۲۰۲۵ در وضعیت اضطراری معیشتی قرار داشته اند و برای زنده ماندن و تأمین نیازهای اساسی خود، به اقدامهای خطرناک و گاه برگشتناپذیر متوسل شدهاند. محدودیت دسترسی زنان به فرصتهای کاری نیز یکی از عوامل تشدید کننده این وضعیت دانسته میشود. سازمان بینالمللی کار (آیالاو) در گزارشیکه ۱۸ اگست ۲۰۲۶ منتشر کرده، گفته که بازار کار افغانستان در پنج سال پس از حاکمیت طالبان با تغییرات عمیق ساختاری روبهرو شده، تغییراتیکه با افزایش شکافهای جنسیتی، وابستهگی بیشتر به اشتغال مردان و کنار گذاشته شدن گستردهٔ زنان از فعالیتهای اقتصادی همراه بوده است. بر اساس این گزارش، میزان مشارکت زنان در نیروی کار افغانستان به ۵.۱ درصد کاهش یافته و افغانستان از این نظر، دومین کشور در جهان با پایینترین میزان مشارکت زنان در نیروی کار است. سیمین نیز در صحبتهای خود به تأثیر این وضعیت اشاره میکند: "حداقل اگر وظیفهام را میداشتم، توانمند میبودم و میتوانستم اولادهایم را درست بزرگ کنم و از عهده مسئولیتشان درست برآیم."
مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران از ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، بهخاطر موضع مسکو در قبال جنگ در شرق میانه تشکر کرد. این نخستین دیدار آنان از زمان آغاز درگیری در ماه فبروری بود. بر اساس گزارشها، روسیه در ماههای اخیر تصاویر ماهوارهای و اطلاعات استخباراتی دیگر را در اختیار ایران قرار داده که به تهران در هدف قرار دادن تأسیسات امریکا در خلیج فارس کمک کردهاست. این دو متحد همچنین در سالهای اخیر روابط نظامی و اقتصادی خود را گسترش دادهاند. پزشکیان در دیداری با پوتین در حاشیه نشست سازمان همکاری شانگهای در قرغیزستان در اول سپتمبر گفت: "ما از مواضع شما در هر مرحله، هم در دورهی که جنگ و اقدامات تجاوزکارانه در جریان بود و هم در شرایط عادی، زمانیکه ایالات متحده علیه ما تحریم وضع میکرد، چه در سازمان ملل متحد و چه در مجامع بینالمللی، قدردانی و تشکر میکنیم." پزشکیان روابط ایران و روسیه را «استراتژیک» توصیف کرد و گفت تهران و مسکو میتوانند برای مقابله با آنچه وی «یکجانبهگرایی» امریکا خواند، با یکدیگر همکاری کنند. حضور مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران در نشست سازمان همکاری شانگهای در قرغیزستان این دیدار پس از شعلهور شدن دوباره جنگ شش ماهه انجام شد. ایالات متحده اعلام کرد که در ۳۰ اگست، دو محل پرتاب راکتهای ایران را در یک جزیره کوچک در تنگه هرمز هدف قرار داده، اقدامیکه تهران در واکنش به آن، با هدف قرار دادن مواضع نظامی امریکا در اردن پاسخ داد. تهران و واشنگتن در ماه جون یک تفاهمنامه برای پایان دادن به جنگ امضا کردند، اما این توافق بهزودی از هم پاشید. از آن زمان، واشنگتن محاصره بحری ایران را دوباره برقرار کرده و فشار اقتصادی بر تهران را افزایش دادهاست. ایران نیز کنترول خود بر تنگه هرمز، یکی از مسیرهای مهم انتقال نفت و گاز جهان را حفظ کرده و عملاً این آبراه را به روی تردد بحری بینالمللی بسته است. پزشکیان در نشست سازمان همکاری شانگهای گفت که تهران همچنان آماده دیپلماسی است، اما تنها در صورتیکه واشنگتن به تعهدات خود بر اساس توافق ماه جون بازگردد. پزشکیان گفت: "اگر ایالات متحده به تعهدات خود بر اساس تفاهمنامه یادشده بازگردد، جمهوری اسلامی ایران نیز فوراً متقابلاً اقدام خواهد کرد." در همین حال، پوتین گفت که مسکو در مبارزه مردم ایران برای دفاع از منافعشان، در کنار آنان ایستاده است. حضور ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در نشست سازمان همکاری شانگهای در قرغیزستان رئیس جمهور روسیه همچنین گفت که مسکو و تهران روابط اقتصادی و تجاری خود را با وجود شرایط کنونی نظامی و سیاسی حفظ خواهند کرد. پوتین گفت: "ما از امضای تفاهمنامه آتشبس میان ایران و امریکا در ماه جون امسال استقبال کردیم، اما متأسفانه، آتشبس ناپایدار و بیش از حد شکننده ثابت شد. در این دوره دشوار، ما تلاش میکنیم حمایتهای لازم را برای شما فراهم کنیم، درباره این موضوع با شما صحبت کردیم و کالاهای مورد نیاز شما را تأمین میکنیم."
شماری از قربانیان جنگهای چند دهه اخیر در افغانستان و بستهگان آنان میگویند، امید چندانی ندارند که روزی عدالت در مورد آنان تأمین شود. بسیاری از این قربانیان که در تازهترین گزارش هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) با آنان مصاحبه شده، میگویند که برای دادخواهی و مطالبه حقوق خود به مقامها و نهادهای مسئول در آن زمان مراجعه کردهاند، اما تلاشهایشان نتیجهی در پی نداشته است. شماری دیگر گفته اند که به دلیل ترس از انتقامگیری، از دادخواهی و مطالبه حقوق خود منصرف شدهاند. از نزدیک به ۱۹۵ نفریکه یوناما با آنان مصاحبه کرده، اکثریت آنان از آسیبهای روانی، از جمله افسردهگی، اضطراب، یادآوری خاطرات گذشته و دیگر نشانههای مرتبط با آسیبهای روانی سخن گفته اند. محمد باشنده کابل که در زمان جمهوری مخلوع در مرکز آموزشی «کوثر دانش» در کابل درس میخواند و در سال ۲۰۲۰ در یک حمله انتحاری بر این مرکز زخمی شد میگوید که شمار زیادی از همصنفیهایش در این حمله کشته شدند. او به خبرگزاری فرانسپرس گفته که قربانیان این رویداد که مردم افغانستان است از سوی همه طرفها فراموش شدهاند: "وقتی حمله انتحاری شد، ما نفهمیدیم که چه اتفاقی افتاد. بعد که به هوش آمدیم، ما را به شفاخانه انتقال دادند. بیشتر قربانیان شهید شده بودند. خودم هم زخمی شده بودم، چره به پایم اصابت کرده بود و گوشم نیز زخمی شده بود. از لحاظ روحی بسیار آسیب دیدم و ضربهی که به سرم وارد شده بود، باعث شد بعد از آن نتوانم به تحصیلم ادامه بدهم. مشکلات روانی و مشکلات دیگر زیادی داشتم." بر اساس آمار رسمی حکومت جمهوری وقت افغانستان در این حمله که مسئولیت آن را شاخه خراسان گروه دولت اسلامی یا داعش بر عهده گرفت، دستکم ۲۴ نفر کشته و حدود ۵۰ نفر دیگر زخمی شدند. علاوه بر داعش، در دو دهه پیش از بازگشت طالبان به قدرت، طالبان و سایر گروههای مسلح، حکومت جمهوری و نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری ایالات متحده، از طرفهای اصلی جنگ در افغانستان بودند که مسئول بخش بزرگی از تلفات غیر نظامیان در این کشور دانسته میشوند. خان یوسفی ۴۶ ساله میگوید پسرش از سوی نیروهای حکومتی کشته و همسرش نیز زخمی شده بود. آرشیف، شماری از خانوادهها که به کشته شدن اعضایشان در درگیریهای چهار دهه گذشته در افغانستان اعتراض کرده و خواهان عدالت شدهاند. او میگوید به بسیاری از نهادهای مسئول در آن زمان مراجعه کرده، اما صدایش شنیده نشدهاست. او درباره این رویداد به خبرگزاری فرانسپرس گفته است: "پسرم هشت ساله بود و در مقابل دروازه خانه بازی میکرد. در دوره جمهوری، یک تانک آمد او را هدف قرار داد و به شهادت رساند. همسرم که به طرفش دوید، او را نیز با گلوله زدند و بعد ما او را به شفاخانه عاجل انتقال دادیم. پس از آن، به قوماندانی، مقام ولایت و ریاست امنیت ملی مراجعه کردیم، اما در آن زمان هیچکس صدای ما را نشنید. در حق ما ظلم شد. باید آن فرد بازداشت و به محکمه معرفی میشد تا در حق شخص دیگری چنین ظلمی نمیکرد و به فرد دیگری چنین آسیبی نمیرساند." یوناما در گزارشیکه روز سه شنبه ۱۰ سنبله منتشر کرده گفته که تنها در فاصله سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۱، یعنی از زمانیکه یوناما ثبت منظم تلفات غیر نظامیان را آغاز کرد تا سقوط حکومت پیشین و بازگشت طالبان به قدرت، بیش از ۴۰ هزار غیر نظامی کشته و ۷۷ هزار تن دیگر زخمی شدهاند. یوناما شمار غیر نظامیانی را که پیش از آن، بهویژه در فاصله سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹، در جریان جنگها کشته شدهاند، منتشر نکرده، زیرا این نهاد برای نخستین بار در سال ۲۰۰۹ روند ثبت تلفات غیر نظامیان در جریان درگیریها را آغاز کرد. در گزارش یوناما، جورجییت گانیون، سرپرست این نهاد، گفته است که برای رسیدهگی به نیازهای قربانیان، مهم است که آسیبهای وارد شده به آنان به رسمیت شناخته شود و مقامهای حاکم اقداماتی را انجام دهند تا اطمینان حاصل شود که حقوق قربانیان و افرادیکه از جنگ متأثر شدهاند، تأمین میشود. در این گزارش همچنین از مقامهای طالبان پرسیده شده که قربانیان جنگ و جوامع آسیبدیده چه نیازهای اساسی دارند و مقامها تا چه اندازه توانسته اند به این نیازها رسیدهگی کنند؟ آرشیف، جوانانی که در سال ۲۰۲۱ در یک حمله در کابل کشته شدند. در پاسخ، مقامهای طالبان به کمبود منابع مالی اشاره کرده و آن را یکی از موانع عمده در زمینه حمایت از قربانیان جنگ دانسته اند. اینکه در افغانستان تا چه اندازه عدالت برای قربانیان و آسیب دیدهگان جنگ تأمین شده و طرفهای که به غیر نظامیان آسیب رساندهاند تا چه اندازه مسئولیت خود را برای جبران خسارات ناشی از اقداماتشان انجام دادهاند؟ از نصرالله ستانکزی، استاد پیشین فاکولته حقوق و علوم سیاسی پوهنتون کابل پرسیدیم. او به رادیو آزادی گفت که نهتنها زمینه دسترسی طرفهای درگیر جنگ به عدالت فراهم نشده، بلکه طرفهای درگیر حتی به جنایاتیکه مرتکب شدهاند نیز اعتراف نکردهاند: "در مجموع، در بیشتر از ۴۵ سال گذشته در افغانستان، در مورد تمام جنایات جنگی و جرایم ضد بشری متعدد و فراوانی واقع شده که یوناما تنها از سال ۲۰۱۱ به بعد تا سال ۲۰۲۱ را منعکس کردهاست که هیچ از موارد این جنایات نه از طرف مقامات مسئول پذیرفته شده و نه هم متضرران به حقوقشان رسیدهاند و در حقشان عدالت شدهاست و در این جنایات تمام گروههای درگیر جنگی شامل بوده، حکومتها شامل بوده، نیروهای بینالمللی که در افغانستان حضور داشتند شامل بودند که هیچ یک از اینها تن به تأمین عدالت به اشخاص متضرر ندادهاند." مسئله قربانیان جنگهای چند دهه اخیر در افغانستان و پاسخگو ساختن عاملان این رویدادها به یک موضوع پیچیده و جنجالی تبدیل شدهاست. در دوره نظام جمهوری مخلوع نهادها و روندهای مختلفی ایجاد شدند، اما هیچیک از آنها نتوانستند نتایج قابل توجهی به دست آورند. در این زمینه، در دوره نظام جمهوری مخلوع نهادها و روندهای مختلفی، از جمله کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و روند عدالت انتقالی ایجاد شدند، اما هیچیک از آنها نتوانستند نتایج قابل توجهی به دست آورند. شماری از کشورهای عضو ائتلاف نظامی بینالمللی نیز درباره ادعاهای مربوط به ارتکاب جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت از سوی نیروهایشان در افغانستان تحقیقاتی انجام دادهاند، اما این اقدامات در مقایسه با گستردهگی آسیبهای که به غیر نظامیان در این کشور وارد شده، تلاشهای بسیار ناچیز دانسته میشوند. یوناما در گزارش خود همچنین از کشورهای عضو سازمان ملل متحد خواسته است که متناسب با اولویتها و نیازهای قربانیان جنگ، کمکهای بشردوستانه را در اختیار افغانستان قرار دهند. این درحالیست که نزدیک به نیمی از جمعیت افغانستان به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و نهادهای بینالمللی امدادرسان نیز در رساندن کمکهای کافی به این کشور با مشکل مواجه بودهاند و کمبود منابع مالی بهعنوان دلیل عمده این وضعیت عنوان شدهاست.
یک مشکل تخنیکی در شبکه برق ترکمنستان، پیامدهایش را به افغانستان نیز رسانده است. در پی این مشکل، برق وارداتی ترکمنستان در چندین ولایت افغانستان قطع شده و شماری از باشندگان این ولایتها با بیبرقی روبهرو شدهاند. شرکت برشنا، تحت کنترول حکومت طالبان، در آخرین معلومات خود که روز دوشنبه، ۹ سنبله، در شبکهٔ ایکس منتشر کرد، گفت که به دلیل بروز یک عارضهٔ تخنیکی در شبکهٔ عمومی برق ترکمنستان، جریان برق وارداتی این کشور از شام یکشنبه بهگونهٔ کامل در ولایتهای فاریاب، بادغیس و هرات و بخشهایی از ولایتهای سمنگان و بغلان قطع شده است. باشندگان این ولایتها نیز قطع برق وارداتی ترکمنستان را تأیید کرده و گفتهاند که این وضعیت مشکلات زیادی برای آنان ایجاد کرده است. روز یکشنبه برق بکلی رفته بود اما یکروز پس از آن برق نوبتی به وقت بسیار کم میباشد یکی از باشندگان هرات که نخواست نامش در گزارش گرفته شود، به رادیو آزادی گفت: "در هرات صرف برای نیم ساعت آن هم بگونه نوبتی در مناطق مختلف برق میباشد. روز یکشنبه برق بکلی رفته بود اما یکروز پس از آن برق نوبتی به وقت بسیار کم میباشد." یک شهروند دیگر افغانستان که او نیز نخواست نامش در گزارش منتشر شود، در پیامی به رادیو آزادی گفت: "در منطقه که ما زندگی میکنیم پرچاوی برق بسیار دوامدار است و ما با این پرچاوی های برق عادت کردهایم اما این بی برقی مشکلات زیاد را به میان آورده نه تنها در خانه ها، بلکه مشکل بی برقی فعالیت شفاخانه ها و کسب و کار را هم متاثر کرده است." پرچاوی برق بسیار دوامدار است و ما با این پرچاوی های برق عادت کردهایم اما این بی برقی مشکلات زیاد را به میان آورده مسئولان شفاخانهها در افغانستان تاکنون درباره پیامدهای این قطع برق بر روند ارائه خدمات صحی توضیحات مشخصی ارائه نکردهاند. بر اساس گزارش بخش ترکمنستان رادیو آزادی، روز یکشنبه سراسر ترکمنستان برای چند ساعت بدون برق باقی ماند. این خاموشی سراسری حدود عصر یکشنبه به وقت محل آغاز شد و در پی آن، آبرسانی نیز متوقف شد. نزدیک به نیمهشب، جریان برق بهگونهٔ قسمی دوباره برقرار شد. بخش ترکمنستان رادیو آزادی، به نقل از منابعی که نخواستند نامهایشان فاش شود، گزارش داده است که علت این خاموشی سراسری، انفجار در بزرگترین نیروگاه برق ترکمنستان، «ماری ـ جیآرایاس» بوده است. قطع جریان برق در ترکمنستان، عکس از ویب سایت بخش ترکمنستان رادیو آزادی با این حال، مقامهای ترکمنستان تاکنون دربارهٔ علت این قطع گستردهٔ برق معلومات رسمی ارائه نکردهاند. شرکت برشنا میگوید تلاشها برای وصل دوباره برق وارداتی ترکمنستان آغاز شده است؛ اما این شرکت زمان دقیق رفع مشکل و بازگشت برق در مناطق آسیبدیده را مشخص نکرده است. افغانستان بخش بزرگی از برق مورد نیاز خود را از کشورهای همسایه وارد میکند و هر از گاهی اختلال در شبکههای برق کشورهای صادرکننده، سبب قطع برق در شماری از ولایتهای افغانستان میشود. بر اساس توافقنامهای که در سال ۲۰۱۷ میان ترکمنستان و حکومت جمهوری مخلوع افغانستان امضا شده بود، ترکمنستان سالانه حدود ۷۰۰ میلیون کیلووات ساعت برق از طریق دو مسیر امامنظر–اندخوی و سرخس–هرات–تورغندی به افغانستان صادر میکرد. همچنین طرحهایی برای افزایش صادرات برق ترکمنستان به افغانستان و رساندن آن به ولایتهای بیشتری مطرح شده بود. پس از بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، توافقنامهٔ خرید و انتقال برق میان ترکمنستان و افغانستان تمدید شد. شرکت برشنا در سال ۲۰۲۵ از تمدید قرارداد خرید برق از ترکمنستان برای این سال نیز خبر داد. این نخستین بار نیست که بخشهایی از افغانستان با قطع یا پرچاویهای دوامدار برق روبهرو میشوند. پیش از این نیز شهروندان در مناطق مختلف کشور با فرستادن پیامهای صوتی به رادیو آزادی، از بیبرقیهای طولانی شکایت کردهاند.
لیونل مسی، یکی از ستارههای شناختهشده فوتبال، از بازیهای بینالمللی خداحافظی کرد. او ناوقت روز دوشنبه با نشر پیامی در صفحه اینستاگرامش نوشت: "این تصمیم دشواری بود و مرا بسیار متأثر کرد، اما میدانم که زمان آن فرا رسیده بود. قسم میخورم که هرچه در توان داشتم انجام دادم؛ نه تنها در سالهای اخیر که همه چیز را به دست آوردیم، بلکه پیش از آن نیز." مسی گفته است که برای تیم ملی آرجنتین تلاشهای زیادی کرده و اکنون میخواهد به بازیکنان جوان فرصت بدهد. لیونل مسی ۳۹ ساله است و در سال ۲۰۰۵ بازیهای ملی خود را برای آرجنتین آغاز کرد. او در شش جام جهانی برای تیم ملی کشورش به میدان رفت. آرجنتین به رهبری او در سال ۲۰۲۲ قهرمانی جام جهانی فوتبال را به دست آورد. او در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز همراه با تیمش، بهجز دیدار نهایی، همه بازیها را پیروز شد و امیدوار بود با کسب یک جام جهانی دیگر، از فوتبال بینالمللی خداحافظی کند. اما آنگونه که انتظار داشت، پیش نرفت؛ زیرا آرجنتین در دیدار نهایی با نتیجه یک بر صفر در برابر اسپانیا شکست خورد و اسپانیا قهرمان جام جهانی شد. مسی که زمانی به دلیل سرعت، تخنیک بینظیر و توانایی گلزنیاش شهرت داشت، در جام جهانی ۲۰۲۶ نسبت به گذشته آرامتر بازی کرد با این حال، او توانست با به ثمر رساندن هشت گل، دومین گلزن برتر این جام جهانی شود. او همچنین در کسب چندین پیروزی برای تیمش و حفظ انسجام و سازماندهی تیم، نقش مهمی ایفا کرد. پس از جام جهانی، پدر مسی درگذشت؛ رویدادی که برای مدتی او را از بازی و فعالیت دور نگه داشت. لیونل مسی در ۲۰۷ بازی ملی برای آرجنتین، ۱۲۵ گل به ثمر رسانده است. مسی که در کنار تیم ملی آرجنتین، در شماری از مشهورترین باشگاههای جهان، از جمله سالها در بارسلونا، پاریسنجرمن و در چند سال اخیر در اینتر میامی بازی کرده است، یکی از برجستهترین بازیکنان فوتبال جهان به شمار میرود. یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ او، کسب هشتباره جایزه «بالون دور» یا توپ طلا به عنوان بهترین فوتبالیست جهان است.
دونالد ترمپ، رئیس جمهور ایالات متحده امریکا روز دوشنبه اعلام کرد که اردوی این کشور به حملات یکشنبه شب ایران به نیروهای امریکایی در اردن پاسخ خواهد داد و خواستار محاکمه رهبران جمهوری اسلامی به اتهام "جنایت علیه بشریت" شد. خبرنگار شبکه فاکسنیوز اعلام کرد که دونالد ترمپ در واکنش به این حملات گفته است: "ما آنها را شدیداً هدف قرار خواهیم داد. پاسخ در راه است." این اظهارات درحالیست که امریکا یکشنبه شب، جزیره لارک در نزدیکی تنگه هرمز را هدف قرار داد. قوماندانی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرد که هدف از این حمله، "نیروهای ماینگذار سپاه" بودهاست. در این پیام اعلام شد که نیروهای امریکایی "اقدام دقیق و محدود علیه نیروهای ماینگذاری سپاه انجام دادند که تهدیدی قریبالوقوع برای تنگه هرمز بود". به نوشته سنتکام، ایران منشاء تهدید بوده و امریکا برای "حفاظت از کشتیهای غیر نظامی و کشتیرانی تجاری" وارد عمل شد. سپاه پاسداران تأیید کرد که حمله امریکا تلفاتی به جا گذاشته و وعده "پاسخ" داد. ساعاتی بعد رسانههای ایران از حمله موشکی و درون جمهوری اسلامی به دو پایگاه نظامی در اردن و یک پایگاه در امارات متحده عربی خبر دادند. امارات هدف گرفته شدن پایگاه امریکا در خاک خود را تکذیب کرد. رئیس جمهور امریکا همزمان با انتشار اظهاراتش توسط فاکس نیوز، در پیامی در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، خواستار "محاکمه" رهبران جمهوری اسلامی به اتهام "جنایات جنگی علیه بشریت" شد. ترمپ در این پیام نوشت: "ایران رسماً یک کشور شکستخورده است. مرده است! آنها نیروی دریایی ندارند، نیروی هوایی ندارند، پول ملی ندارند، حقوق سربازان یا نیروهای پولیس خود را پرداخت نمیکنند، تورم به ۳۰۰ درصد رسیده است و رهبری آنها کاملاً آشفته و ناتوان از نمایندهگی درست کشور است." او افزود: "تنها چیزیکه آنها دارند اخبار جعلی از امریکا، آمادهگی برای کشتن معترضان خود که اکنون بیش از ۱۰۰ هزار نفر کشته شدهاند و یک خط خوب از «مزخرفات» است." آقای ترمپ، رهبران جمهوری اسلامی را به ارتکاب "جنایت جنگی علیه بشریت" متهم کرد و نوشت: "آنها باید به دلیل جنایات جنگی علیه بشریت محاکمه شوند." رئیس جمهور امریکا از زمان وقوع اعتراضات ماه جدی پارسال که با سرکوب و کشتار هزاران تن از معترضان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی همراه بود، ارقام متفاوتی را در توصیف تعداد کشته شدهگان آن اعتراضات اعلام کردهاست. او آخرین بار از رقم "۵۲ هزار معترض کشته شده" توسط جمهوری اسلامی سخن گفته بود. بالا گرفتن تنشها بین ایران و امریکا درحالیست که واشنگتن بعد از فروپاشی تفاهمنامه اسلامآباد، محاصره دریایی ایران را از ۲۳ سرطان به اینسو از سر گرفته است. همچنین وزارت خزانهداری امریکا یک هفته پیش به شکل رسمی عملیات موسوم به "طرد اقتصادی" علیه اقتصاد ایران را آغاز کرد و وعده داده که شریانهای حیاتی تأمین پول برای جمهوری اسلامی را قطع خواهد کرد.
سازمان ملل متحد میگوید که یک سال پس از زلزلۀ مرگبار شرق افغانستان، هنوز هم صدها خانواده بیسرپناه اند. مقامهای این سازمان میافزایند که زلزله زدهگان هنوز در شرایط دشوار زندهگی میکنند و زمستان نیز در راه است. امی مارتین، مسئول دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) در افغانستان، به مناسبت سالگرد زلزله مرگبار شرق افغانستان با نشر یک ویدیو گفت که یک سال پس از وقوع این زلزله از مزار دره دیدار کرده و وضعیت مردم را از نزدیک مشاهده کردهاست. او گفت که برای هزاران خانواده کمکهای فوری ارائه شده، اما هنوز هم شمار زیادی از خانوادهها در خیمهها زندهگی میکنند و به سرپناه دایمی نیاز دارند. مارتین افزود: "تنها چند ماه دیگر تا فرا رسیدن زمستان باقی مانده است. به چند صد خانواده کمک شده تا از خیمهها به سرپناههای دایمی منتقل شوند، اما این کمکها کافی نیست. ما به کمکها و حمایتهای بسیار بیشتری نیاز داریم تا بتوانیم به همۀ افرادیکه هنوز قادر نیستند به خانهها و مناطق اصلی خود بازگردند، رسیدهگی کنیم." خانم مارتین همچنین گفت که کمکهای کشورهای همسایه و دیگر کشورهای دور و نزدیک که پس از زلزله فراهم شده بود، توزیع گردیده، اما آسیب دیدهگان اکنون خواهان کمکهای پایدار برای تأمین سرپناه دایمی و بازسازی معیشت خود هستند. او از جامعۀ جهانی خواست تا برای رسیدهگی به نیازهای حدود هفت هزار خانواده در ۱۳۴ قریه، کمکهای بیشتری فراهم کند. برخی از خانوادههای زلزله زده هم به رادیو آزادی میگویند که شبها و روزهای دشواری را در زیر خیمهها سپری میکنند. امیرگل، باشندۀ ولسوالی نورگل ولایت کنر و یکی از آسیب دیدهگان زلزله سال گذشته به رادیو آزادی گفت که در خیمه زندهگی میکند و تنها برای شمار اندکی از خانوادههای آسیبدیده خانه ساخته شدهاست. او گفت: "سرکهای ما هنوز هم ویران باقی ماندهاند، کشتزارها و زمینهای زراعتی ما از بین رفته اند، در خیمه زندهگی میکنیم. هوا بسیار گرم است. دیشب طوفان بود. در بیرون تعداد زیادی از خیمهها در نتیجه طوفان به زمین افتاده اند، همچنان شفاخانه نداریم، کودکان بیمار هستند. به همه چیز نیاز داریم، اما مهمترین نیاز ما سرپناه است. برای شماری از مردم خانه ساخته شده، اما تعداد آن بسیار کم است." آرشیف، ویرانیها بهجا مانده از زلزله کنر یکی دیگر از زلزله زدهگان مزار دره ولسوالی نورگل به نام خان محمد به رادیو آزادی گفت که گرمای شدید تابستان، کمبود آب آشامیدنی سالم، نبود خدمات صحی و شرایط نامناسب برای زنان و کودکان در محلهای اسکان مؤقت، زندهگی روزمرۀ آنان را دشوار ساخته است. او گفت: "مهمترین نیاز ما سرپناه است، اما آب صحی و پاک نیز نداریم، از جوی آب میآوریم و به همین دلیل کودکان بیمار شدهاند، همچنان مرزعه ها و زمینهای زراعتی ما همه از بین رفته اند." زلزلۀ مرگبار و ویرانگر ۳۱ آگست سال ۲۰۲۵ در ولایت کنر، دستکم دو هزار و ۲۰۰ کشته و بیش از چهار هزار زخمی برجا گذاشت. بر بنیاد آمار رسمی، این زلزلۀ شش درجۀ ریشتر حدود هفت هزار خانه را نیز ویران کرد. بانک جهانی میزان خسارتهای ناشی از این رویداد را در ولایتهای کنر و ننگرهار حدود ۱۸۳ میلیون دالر برآورد کرده بود. ملل متحد نیز برای کمکرسانی به ۴۵۷ هزار تن از آسیب دیدهگان این زلزله در افغانستان، درخواست ۱۴۰ میلیون دالر کمک کرده بود.
نیروهای امریکایی دو محل پرتاب راکتهای ایران را در جزیره لارَک در مسیر تنگه هرمز هدف قرار دادند. یک مقام امریکایی به رادیو اروپای آزاد /رادیو آزادی تأیید کرد که این حمله پس از آن انجام شد که نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حال آمادهسازی برای پرتاب راکتهای حامل ماینهای بحری به سوی این مسیر مهم دیده شدند. گزارش شده که حملات روز یکشنبه(8 سنبله) نخستین حمله مستقیم امریکا بر مواضع نظامی ایران در بیش از یک ماه بوده است. این حملات در حالی انجام شدهاند که واشنگتن تلاش میکند تردد کشتیها در تنگه هرمز دوباره به حالت عادی برگردد قوماندانی مرکزی نیروهای امریکا(سنتکام) گفته که نیروهای امریکایی مسیرهای تردد کشتیهای بینالمللی در تنگه هرمز را از ماینهای بحری پاک کردهاند و فعالیتها در این منطقه را از نزدیک زیر نظر دارند. سنتکام گفته است که هدفش از این حمله تازه پس از هفتهها سکوت در منطقه، نیروهای ماینگذار سپاه بوده است. ساعاتی پس از حمله نیروهای امریکایی، ایران مدعی شد که در پاسخ به دو موضع امریکایی در امارات متحده عربی و اردن حمله متقابل کرده است. سپاه پاسداران در بیانیهای اعلام کرد که حمله امریکا به جزیره لارَک به گفته سپاه «منجر به شهادت و مجروحیت تنی چند از رزمندگان و هموطنانمان شد.» هنوز گزارشی رسمی از تعداد کشتهها و زخمیها در جزیره منتشر نشده است؛ با این حال اخبار غیررسمی در شبکههای اجتماعی حاکی از تلفات چشمگیر از طرف ایران است. اردن که متحد نزدیک امریکا است، گفته که در ساعات نخستین روز یکشنبه هشت راکت را که وارد حریم هوایی این کشور شده بود، رهگیری کرده است. وزارت دفاع امارات متحده عربی روز دوشنبه در بیانیهای اعلام کرد که نیروی هوایی این کشور با یک طیاره بی سرنشین که از ایران آمده بود، بر فراز آبهای سرزمینی خود درگیر شده است. این وزارتخانه جزئیات بیشتری در مورد این ارائه نکرده است. این درحالیست اداره دونالد ترمپ، رئیس جمهور امریکا مرحلهی جدید از فشار اقتصادی و تشدید تحریمها علیه ایران را آغاز کرده است و محاصره بحری بنادر ایرانی نیز همچنان پابرجا است. وزیر خزانهداری امریکابا آغاز این فشار اقتصادی گفته است که طرح واشنگتن برای افزایش شدید تحریمهای اقتصادی با هدف "سرنگونی" حکومت جمهوری اسلامی دنبال خواهد شد. در همین حال مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران روز چهارشنبه ۴ سنبله و پس از آغاز فشار اقتصادی امریکا علیه ایران بار دیگر بر ضرورت پایان جنگ و حل اختلافها از راه گفتوگو تأکید کرد.
نبود کار و کاهش درآمد، شماری از خانوادهها در افغانستان را با دشواریهای جدی اقتصادی روبهرو کرده است. شفیقالله، مردی دارای معلولیت در ولایت ننگرهار، میگوید بیکاری و نبود درآمد او را مجبور کرده تا برای تأمین غذای خانواده ۱۳ نفرهاش، از دکانداران مواد خوراکی را قرض بگیرد. اما به گفته او، بسیاری از دکانداران نیز به دلیل افزایش قرض مشتریان، دیگر مانند گذشته توان یا امکان قرض دادن ندارند. هشتاد یا پنجاه افغانی را از دکاندار آرد یا برنج قرض میگیریم، اگر دلش شد مواد خوراکی را قرض میدهد اگر نشد نمیدهد "به اندازه صد، هشتاد یا پنجاه افغانی را از دکاندار آرد یا برنج قرض میگیریم، اگر دلش شد مواد خوراکی را قرض میدهد اگر نشد نمیدهد، قرض هم حالا کسی نمیدهد، حیران هستم که شام برای اولاد ها نان پیدا خواهد شد یا نه؟" شفیقالله، تنها کسی نیست که با چنین وضعیتی روبهرو است، کاهش فرصتهای کاری و افزایش بیکاری، فشار اقتصادی بر بسیاری از خانوادهها در افغانستان را بیشتر کرده است. وزارت کار و امور اجتماعی حکومت طالبان در سال ۲۰۲۵ اعلام کرده که میزان بیکاری در افغانستان به حدود ۳۰ درصد رسیده است. این در حالی است که بانک جهانی در سال ۲۰۲۱ نرخ بیکاری افغانستان را حدود ۱۲ درصد گزارش کرده بود. گلمحمد، کارگر روزمزد در کابل، نیز میگوید به دلیل کمتر شدن فرصت های کاری مشکلات اقتصادی او افزایش یافته و ناگزیر است با گرفتن قرض زندگی خود را پیش ببرد. زندگی خود را با قرض گرفتن از یک نفر از دیگر نفر سپری می کنیم، قیمت مواد اولیه خوراکی ارزان نشده "کار و بار وجود ندارد از صبح تا شام زیر این منار مینشینم، ولی هیچ کاری پیدا نمیشود و شام دوباره دست خالی به خانه خود بر میگردیم ،همین حالا زندگی خود را با قرض گرفتن از یک نفر از دیگر نفر سپری می کنیم، قیمت مواد اولیه خوراکی ارزان نشده، خواهش ما اینست که برای مردم زمینه کار فراهم شود." الکساندر دیکرو، رئیس برنامه توسعهای ملل متحد (UNDP)بتاریخ ۱۵ سرطان ۱۴۰۵ نیز گفت که از هر چهار نفر در افغانستان، سه نفر یعنی حدود ۲۹ میلیون نفر، قادر به تأمین نیازهای اساسی خود نیستند. به گفته او این کشور همزمان با بحرانهای از جمله فقر، شوکهای تغییرات اقلیمی و بازگشت مهاجران مواجه است و محدودیتهای کاری زنان نیز فشار بیشتری بر اقتصاد افغانستان وارد کرده است. (یواندیپی) پیش از این هشدار داده بود که وضعیت اقتصادی در افغانستان بسیار دشوار شده و از هر ۱۰ خانواده، ۹ خانواده برای تأمین نیازهای روزانه خود ناگزیر به حذف وعدههای غذایی، فروش اموال یا قرض گرفتن شدهاند. در این حال برخی فروشندگان نیز میگویند افزایش درخواست مردم برای قرض گرفتن مواد غذایی، سرمایه آنان را تحت فشار قرار داده است. خودم از عمده فروش برنج قرض میگیرم و این ها از دکان من قرض میگیرند محمد ظاهر یک فروشنده مواد خوراکی و ارتزاقی در شهر کابل به رادیو آزادی گفت: "برخی ها هر ماه مواد خرج خود را به قرض می برند یا پول در وقتش می آورند یا برای برخی شان احوال روان می کنیم که پول را برگردانند، این مشکلات زیاد است، خودم از عمده فروش برنج قرض میگیرم و این ها از دکان من قرض میگیرند همین حالا در دکانم تقریبا یک بیست، بیست و پنج هزار افغانی سرمایه ؛ اما حدود چهار تا پنج هزار آن در قرض رفته است." با این حال، برخی آگاهان اقتصادی میگویند برای کاهش بیکاری و بهبود وضعیت اقتصادی، تنها ایجاد فرصت کاری کافی نیست؛ بلکه تقویت مهارتهای حرفهای و ظرفیت کارآفرینی نیز اهمیت دارد. مهارت های تخصصی و خصوصاً ابتکاری متشبث وجود ندارد بشیر دودیال، یکی از آگاهان اقتصادی در این مورد به رادیو آزادی گفت: "مشکل اول ما اینست که مهارت های تخصصی و خصوصاً ابتکاری متشبث وجود ندارد و اگر فرصت های کاری هم به وجود بیاید مهارت ها بسیار در سطح پایین است؛ زیرا تا کنون نتوانسته ایم که بعضی مکاتب حرفوی را بسازیم و از طرف دیگر کسب و کاری که قبلا در افغانستان بود مثل بوت دوزی، پوستین دوزی و کلاه دوزی و پرورش ماهی و مرغ و از این کارها این رابطه نسلی قطع شد و این تجربه را این نسلی جدید ندارد، این نقیصه ها که رفع شود افغانستان می تواند تشبثات بسیار خوبی داشته باشد." برخی آگاهان اقتصادی پیش از این به رادیو آزادی گفتهاند که برای بهبود وضعیت اقتصادی افغانستان، در کنار رشد مهارتها و ایجاد فرصتهای کاری، تقویت زمینه سرمایهگذاری، حمایت از بخش خصوصی و رشد تولیدات داخلی نیز اهمیت دارد. به گفته آنان، ایجاد محیط مناسب برای فعالیتهای اقتصادی، دسترسی به منابع مالی، حمایت از تولیدکنندگان و فراهم کردن زمینه رقابت برای کسبوکارها میتواند به ایجاد فرصتهای کاری پایدار کمک کند. آنان میافزایند که کاهش بیکاری و بهبود وضعیت معیشتی خانوادهها، نیازمند برنامههای درازمدت و توجه همزمان به بخشهای مختلف اقتصاد است.
نزدیک به دو ماه از ناپدیدشدن حامد احساس سینماگر و سید قاسم هاشمی، فعال رسانهای افغان در پاکستان میگذرد. خانوادههای این دو میگویند که با وجود مراجعه به پولیس، محکمه و نهادهای مختلف، تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان به دست نیاوردهاند و همچنان در انتظار دریافت خبری از عزیزانشان هستند. اوزلم احساس همسر حامد احساس، آخرین لحظات پیش از ناپدید شدن او را چنین روایت میکند. "حامد جان و هاشمی صیب چهار جولای برای خریدن لنز کمره از خانه بیرون شدن و ساعت ۸:۳۰ بود که تماس من با حامد جان قطع شد، ما در این مدت به محکمه هم مراجعه و شکایت کردیم و به پولیس هم گزارش دادیم، اما متاسفانه هیچ نتیجهای نگرفتیم." به گفتهٔ خانم احساس، پس از قطع تماس، تلاشها برای یافتن هرگونه سرنخ آغاز شد؛ از مراجعه به پولیس گرفته تا پیگیری از طریق محکمه. اما آنان میگویند که این تلاشها تاکنون نتیجهای در پی نداشته است. اما این تنها نگرانی خانوادهها نیست؛ آنان میگویند مشکلات اقامتی و نداشتن اسناد معتبر نیز روند پیگیری پرونده را دشوارتر کرده است. سید هاشم هاشمی، برادر سید قاسم هاشمی فعال رسانهای به رادیو آزادی میگوید: بار بار به نهادهای امنیتی مثل پولیس پاکستان، محکمه عالی پاکستان مراجعه کردیم سرنخی پیدا نکردیم، هیچ نهاد حقوق بشری همرای ما همکاری نداشتند "بار بار به نهادهای امنیتی مثل پولیس پاکستان، محکمه عالی پاکستان مراجعه کردیم سرنخی پیدا نکردیم، هیچ نهاد حقوق بشری همرای ما همکاری نداشتند، یک مشکل دیگر اینکه فامیل ما ویزا ندارد و دولت پاکستان هم به هیچ افغان صادر نمیکند، با وجود آن هم خیلی پیگری کردیم، اما هیچ پاسخی دریافت نمیکنیم." در کنار خانوادهها، این رویداد بازتاب گستردهای میان شماری از فعالان رسانهای و تولیدکنندگان محتوای افغان در یوتیوب در پاکستان نیز داشته است؛ کسانی میگویند ناپدیدشدن این دو یوتیوبر، نگرانیها درباره امنیت شان را افزایش داده است. یک یوتیوبر افغان به شرط تغیر صدا و عدم نشر نامش، نگرانی خود را با رادیو آزادی شریک ساخت. "ناپدید شدن حامد احساس و قاسمی تنها خانواده و دوستان شان را نگران نساخته بلکه دیگر چهرههای رسانهای در پاکستان را نیز نگران کرده، ما اینجا در یوتیوب فعالیت داریم، همه با چهره ما آشنا هستند و این اتفاق سبب میشه که ما نیز نگران امنیت خود و خانواده باشیم، چیزی که قابل نگرانی است همین بیخبری طولانی مدت ازآنها است." با این حال، در اعلامیهای که خانوادهها و نزدیکان سید قاسم هاشمی، خبرنگار و سینماگر، و حامد احساس، سینماگر، در ۹ اگست ۲۰۲۶ در اسلامآباد منتشر کردهاند آمده است که آنها از شام ۴ جولای ۲۰۲۶، پس از ساعت ۸ شب، ناپدید شدهاند. خانوادهها پس از قطع ارتباط، موتر آنان را از طریق GPS در منطقه D-12 اسلامآباد پیدا کردند، اما حامد احساس و سید قاسم هاشمی داخل موتر نبودند، به گفتهای آنها با وجود مراجعه به پولیس و پیگیریهای حقوقی و قضایی، تاکنون اطلاعات روشنی درباره سرنوشت آنان به دست نیامده است. خانوادهها از حکومت پاکستان و نهادهای مسئول خواستهاند تحقیقات فوری و شفاف را برای یافتن آنان انجام دهند خانوادهها از حکومت پاکستان و نهادهای مسئول خواستهاند تحقیقات فوری و شفاف را برای یافتن آنان انجام دهند و از رسانهها و نهادهای حقوق بشری نیز خواستهاند در روشنشدن سرنوشت این دو نفر همکاری کنند. گفتنی است که اکثریت این فعالان رسانهای و یوتیوبرها پس از حاکمیت طالبان بر افغانستان و به گفتهٔ خود شان به خاطر تهدیدات امینتی به پاکستان آواره شدند. رادیو آزادی تلاش کرد تا با وکیل دو فرد ناپدید شده نیز صحبت کند، اما با تلاشهای مکرر موفق نشد. ناپدیدشدن حامد احساس و سید قاسم هاشمی در حالی رخ داده که بسیاری از مهاجران افغان در پاکستان با چالشهای امنیتی و حقوقی روبهرو هستند. پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، هزاران شهروند افغان به پاکستان پناه بردند؛ اما در ماههای اخیر، روند بازداشت و اخراج مهاجران افغان از سوی حکومت پاکستان تشدید شده و بسیاری از خانوادهها با مشکلات اقامتی، تمدید ویزا و دسترسی به خدمات حقوقی مواجه شدهاند. با این حال، خانوادههای حامد احساس و سید قاسم هاشمی تأکید میکنند که خواسته اصلیشان فراتر از همۀ این دشواریها است؛ آنان میخواهند بدانند عزیزانشان کجا هستند و چه بر سرشان آمده است. تا زمان تهیه این گزارش نیز، مقامهای پاکستانی درباره سرنوشت این دو یوتیوبر توضیح روشنی ارائه نکردهاند و انتظار خانوادهها همچنان ادامه دارد.
تلاشهای کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا برای بازگرداندن آنعده از افغانهای که درخواست پناهندگیشان در کشورهای میزبان رد شده یا مرتکب "جرایم سنگین" شدهاند، در روزهای اخیر افزایش یافته است. این تلاشها نگرانی شماری از پناهجویان افغان را که با خطر اخراج روبهرو هستند، بیشتر کرده است. جرمنی که تاکنون در این زمینه نقش پیشتاز داشته و دهها افغان را به افغانستان بازگردانده است، روز شنبه ۷ سنبله، تأیید کرد که به یک هیأت تخنیکی طالبان بهگونهٔ موقت اجازه داده است وارد این کشور شود تا ترتیبات اداری و قونسلی لازم برای اخراج برخی از شهروندان افغان به افغانستان را فراهم کند. بر اساس گزارش خبرگزاری دیپیای جرمنی، وزارت خارجهٔ این کشور روز شنبه گفت که بر اساس توافق صورتگرفته، برای تحقق بازگرداندن افغانها به افغانستان، باید اسنادی صادر شود که برای مقامهای حکومت طالبان در افغانستان قابل قبول باشد. این وزارت گفته است که در کنار فراهمکردن نیروی انسانی کافی، امکانات تخنیکی لازم نیز باید آماده شود؛ بهویژه در مواردی که بازگرداندن شمار زیادی از شهروندان افغان در نظر گرفته شده باشد. وزارت خارجه جرمنی نیز گفته است که برای فراهمشدن سریع این شرایط تخنیکی، به یک هیئت از طالبان اجازه داده شده است برای مدت کوتاه وارد جرمنی شود تا امور تخنیکی را تقویت کند. بر اساس گزارشها، شمار اعضای این گروه اعلام نشده است؛ اما رسانهٔ جرمنی «اندیآر» به نقل از وزارت امور خارجهٔ این کشور گزارش داده که این هیت سه نفره است که از طریق قطر وارد جرمنی شده و ویزای ۳۰ روزه دارد. این هیت قرار است در برلین، بن و مونیشن با سفارت و قونسلگریهای افغانستان در زمینهٔ ترتیبات مربوط به این روند همکاری کند. یک هیئت از طالبان برای انجام امور تخنیکی به جرمنی رفته است یک منبع معتبر طالبان که نخواست نامش در گزارش منتشر شود، روز یکشنبه ۸ سنبله، به رادیو آزادی تأیید کرد که یک هیئت از طالبان برای انجام امور تخنیکی به جرمنی رفته است؛ اما گفت که این هیئت رسمی نیست و هدف آن، وصل و هماهنگکردن امور قونسلی با مرکز است. اگرچه جرمنی تاکنون شمار دقیق افغانهایی را که قصد بازگرداندن آنان را دارد رسماً اعلام نکرده است، اما در برخی گزارشهای اخیر شمار مجموعی شهروندان افغان در کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا که با خطر اخراج روبهرو هستند، حدود ۲۰ هزار نفر عنوان شده است. در همین حال، قرار است کمیتهٔ فرعی حقوق بشر پارلمان اروپا روز پنجشنبه، ۱۲ سنبله، دربارهٔ بازگرداندن آنعده از مهاجران و پناهجویان افغان از کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا بحث کند که درخواست پناهندگیشان در این کشورها رد شده یا مرتکب "جرایم سنگین" شدهاند. پارلمان اروپا در یک خبرنامه گفته است که این نشست روز پنجشنبه برگزار خواهد شد؛ اما اعضای این کمیته وضعیت کنونی حقوق بشر در افغانستان را نیز در نظر خواهند گرفت. بر اساس این خبرنامه، این بحث پس از آن برگزار میشود که کمیسیون اروپا در ماه جون در بروکسل با یک هیت طالبان دربارهٔ راههای بازگرداندن شهروندان افغان به افغانستان گفتوگو کرد. جرمنی یکی از ۲۰ کشور عضو اتحادیهٔ اروپا است که در ماه جون از روند بازگرداندن افغانها به کشورشان حمایت کرده بود. این کشور در مقایسه با برخی کشورهای دیگر، روند اخراج افغانها را از مدتی به اینسو سرعت بخشیده است. جرمنی روز سهشنبهٔ گذشته نیز ۲۳ افغان را با یک پرواز چارتر به کابل فرستاد و گفت بیشتر آنان افرادی بودند که در این کشور، از جمله در مواردی مرتبط با "تجاوز جنسی"، مرتکب "جرایم سنگین" شده بودند. وزارت داخلهٔ جرمنی: ۲۳ افغان تازه بازگردانده شده محکوم به جرایم بودند بر اساس اطلاعات وزارت داخلهٔ جرمنی، از ماه مارچ سال گذشته تاکنون در مجموع ۲۲۸ مرد افغان به افغانستان بازگردانده شدهاند که بیشتر آنان مجرمان بودهاند. اقدام حکومت جرمنی و در مجموع موضع شماری از کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا در حمایت از بازگرداندن افغانها به افغانستان، نگرانی شماری از افغانهای مقیم این کشورها، بهویژه کسانی را که درخواست پناهندگیشان رد شده است، افزایش داده است. برخی از پناهجویان افغان مقیم جرمنی و فرانسه که نخواستند نامهایشان در گزارش منتشر شود، مدتی پیش در گفتوگو با رادیو آزادی نگرانیهای خود را چنین بیان کردند: یکتن از این پناهجویان: "من هنوز هم نگران هستم. اگر فردا ما را به افغانستان بفرستند، من در آنجا، زیر حاکمیت طالبان، اصلاً نمیتوانم زندگی کنم." یک پناهجوی دیگر افغان گفت: "پنج سال من اینجا گذشت و تقریباً شش، هفت بار جواب منفی گرفتم. ترس وجود دارد. حالا چه کار کنیم؟ راه دیگری نیست، ما چارهٔ دیگری نداریم." بازگرداندن ما نهتنها آیندهٔ ما را از بین میبرد، بلکه زندگی ما را نیز با خطر جدی روبهرو میکند یکتن از پناهجویان دیگر افغان نگرانی اش را از تصمیم اخیر جرمنی چنین بیان کرد: "متأسفانه جواب منفی دریافت کردم. تصمیم اخیر جرمنی برای ما بسیار نگرانکننده است؛ زیرا بازگرداندن ما نهتنها آیندهٔ ما را از بین میبرد، بلکه زندگی ما را نیز با خطر جدی روبهرو میکند. وضعیت کنونی افغانستان قابل قبول نیست." این تنها افغانها نیستند که از خطرهای احتمالی بازگرداندهشدن به افغانستان نگراناند؛ شماری از نهادهای بینالمللی حقوق بشری نیز وضعیت کنونی افغانستان را برای بازگرداندن افغانها مناسب نمیدانند. پس از نشست کمیسیون اروپا با هیت طالبان در ماه جون در بروکسل، شماری از نهادهای حقوق بشری، از جمله دفتر کمیشنری عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سازمان عفو بینالملل، از کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا خواستند روند بازگرداندن افغانها به افغانستان را متوقف کنند. آنان گفتند وضعیت بشری و حقوق بشری در افغانستان بسیار نامناسب است. عفو بینالملل در بیانیهای از اتحادیهٔ اروپا خواست در زمینهٔ بازگرداندن مهاجران افغان با طالبان همکاری نکند. این سازمان همچنین گفته است که افغانستان تحت حاکمیت طالبان برای افرادی که بهگونهٔ اجباری بازگردانده میشوند، امن نیست. ولکر تورک، کمیشنر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، نیز از کشورهای اروپایی خواست پالیسیهایی را که امنیت افغانها و تضمینهای حقوق بشری آنان را تضعیف میکند، رد کنند. ریچارد بنت، گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان، نیز از اظهارات تورک حمایت کرده و گفته است که احترام به حقوق بشر و قوانین بینالمللی مربوط به پناهندگان ضروری است و افغانها نباید به یک وضعیت ناامن بازگردانده شوند.