اختصاصی | جزئیات تازه از پرونده مجید آدینه؛ اعدام معترض دیماه که میگفت: «من آزارم به هیچکس نرسیده است»
مجید آدینه، از معترضان دیماه ۱۴۰۴ در کرج، سحرگاه اول شهریور امسال اعدام شد. او متولد ۲۸ شهریور ۱۳۵۵ بود، متاهل، بدون فرزند، اما به گفته نزدیکانش، فرزندانش همان کودکانی بودند که او سالها با فعالیتهای خیریهاش برای آینده روشن آنها میکوشید. شاید از همین رو بود که روی دستهگلی که روی مزارش گذاشتند، نوشتند: «تقدیمی از فرزندانی که امروز یتیم شدند». مجید آدینه بیستونهمین بازداشتشده اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ محسوب میشود که خبر اجرای حکم اعدامش منتشر شده است. محل اعدام او از سوی نهادهای رسمی جمهوری اسلامی اعلام نشده است، اما فریده رسولی، مادر او، او در گفتگویی با صدای آمریکا، از اعدام او در زندان قزلحصار کرج خبر داد. مادر مجید آدینه میگوید فرزندش تا زمان صدور حکم تنها وکیل تسخیری داشته است؛ وکیلی که به گفته او، تهدید میکرده است اطرافیان سکوت کنند، وگرنه «میکِشیمش بالا»؛ یعنی «اعدامش میکنیم». تنها پس از صدور حکم بود که خانواده توانست وکیل تعیینی برای او معرفی کند. با اینهمه، به گفته مادر مجید آدینه، تلاشهای سه وکیل تعیینی با بنبست مواجه شد. او میگوید: «وکیل تسخیری تنها کسی بود که پرونده را خوانده بود و میگفتند رفته است کربلا. وقتی هم برگشت، اطلاعات وکلای تعیینی همان چیزی بود که وکیل تسخیری میگفت؛ یعنی وکلای تعیینی حتی دسترسی به پرونده را پیدا نکردند. تنها یک روز قبل از اعدام توانستند پرونده را بخوانند؛ آن روز تازه پرونده را به صورت فیزیکی به آنها دادند. فقط اجازه داشتند بخوانند و اجازه نداشتند عکس بگیرند. همان روز وکلای تعیینی درخواست اعاده دادرسی دادند، اما حتی اعاده دادرسی هم ثبت نشد و فرزندم را فردای آن روز بیخبر اعدام کردند.» به گفته مادر مجید آدینه، «حتی وکلا از زمان اعدام او اطلاعی نداشتند» و مجید آدینه از تماس آخر و آخرین ملاقات با خانواده نیز محروم ماند. پس از اعدام، پیکر او به چند قبرستان مختلف برده شد، بیبیسکینه کرج، بهشت زهرا تا سرانجام در قبرستان بهشت علی کرج مجوز دفن او صادر شد. به گفته مادر مجید آدینه، قرار بود پیکر فرزندش، دو روز بعد از اعدام، در روز سهشنبه در بهشت زهرا دفن شود، اما به دلیل حضور جمعیت زیاد، خانواده و نزدیکان را از ساعت هفت صبح تا چهار بعد از ظهر منتظر نگه داشتند و در نهایت پیکر را تحویل ندادند و «گفتند بروید بیبیسکینه». او میگوید: «خانوادههای مرتبط با خیریه پسرم آمده بودند، اما ۱۰ برابر تعداد آنها، نیروهای امنیتی آمده بودند. از جنازهاش هم میترسیدند.» روز بعد نیز، به گفته مادر مجید آدینه، به دلیل تجمع جمعیت در بیبیسکینه از تحویل پیکر خودداری شد. او میگوید آن شب با خانواده تماس گرفتند و از آنها خواستند فردا «بیصدا با چند نفر» به جاده اشتهارد، بهشت علی، بروند و هشدار دادند که «اگر سر و صدا کنند» یا اقدام به فیلمبرداری کنند، پیکر را برمیگردانند و تحویل نمیدهند. در نهایت، به گفته مادر مجید آدینه، پیکر این معترض اعدامشده روز پنجشنبه در بهشت علی کرج دفن شد؛ به این ترتیب، پیکر او از یکشنبه تا پنجشنبه در اختیار خانواده قرار نگرفت. مادر مجید آدینه میگوید از فرزندش که «روزی مردی بود که ۹۵ کیلوگرم وزن داشت»، «یک پیکر کموزن» تحویل خانواده دادهاند. مجید آدینه در فایل صوتیای که حدود ۲۰ روز پیش از اعدام از داخل زندان به خانواده فرستاده بود، اتهاماتی را که به او نسبت داده شده، رد کرده بود. او در این فایل صوتی گفته بود: «من آدمی نبودم که کسی را اذیت کنم، این را یادتان باشد. هر چیزی را که از من نشانتان دادند، باور نکنید. من آزارم به هیچ کسی نرسید.» این همان جملهای است که مادرش نیز تکرار میکند: «مجید من هیچ گناهی نداشت. آنقدر در انفرادی شکنجهاش کرده بودند که میگفت بگذارید دیگر تمام شود.» همچنین، مادر مجید آدینه، در صفحهای در اینستاگرام که منحصرا اطلاعاتی از فرزندش را منتشر میکند، در یکی از کامنتها نوشته است که فرزندش پس از بازداشت، از ۱۹ دیماه «به مدت دو ماه و نیم در سلول انفرادی و تحت شکنجه زیاد و تهدید بوده» و در دادگاهی که آن را «نمایشی» توصیف کرده، «به اعترافات دیکتهشده» وادار شده است. او در این کامنت نوشته است که «یک نفر با اینکه خودش بچه نداشت اما پدر صدها بچه بیسرپرست و بدسرپرست و بچههای کار خیابانی بود و [آنها را] به ثمر رساند، با کمک به تحصیل و کمکهای درسی و هنرهای دستی، به دانشگاه و به مدرک بالای زبان رساند.» به گفته او، جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف برای تعطیلی این خیریه تلاش کرده و با ایرادگیری درباره عنوان خیریه، مجوز و محل فعالیت آن، محدودیتهایی برایش ایجاد کرده است. در برخی از اطلاعات منتشرشده درباره مجید آدینه او «نظامی بازنشسته» توصیف شده است که مادرش این عنوان را نادرست میخواند و میگوید پدر مجید آدینه ارتشی بود، ولی خودش شغل آزاد داشته است. پس از اعدام مجید آدینه، شماری از افراد نیز با انتشار پستهایی در شبکههای اجتماعی بر فعالیتهای نیکوکارانه آدینه تمرکز کردند و از او به خوبی یاد کردند. به گفته آنها، او خیریهای با عنوان «آبشار سبز عاطفهها» داشت که از خانوادهها و کودکان «محروم» حمایت میکرد، از جمله برای کودکان بهصورت رایگان کلاسهای ورزش، زبان، نقاشی و … برگزار میکرد. برخی کاربران همچنین با اشاره به فعالیتهای خیریه او، این موضوع را مطرح کردهاند که مصادره و طمع تصاحب داراییهای این خیریه نیز در صدور حکم اعدام و اجرای آن مطرح بوده است. بر اساس برخی گزارشها، مجید آدینه پیش از تاسیس موسسه «آبشار سبز عاطفهها»، خیریهای با عنوان «موسسه فدک» در محدوده سرآسیاب و فردیس کرج داشته و در مجموع بیش از ۲۰ سال در حوزه فعالیتهای خیریهای فعال بوده است. در برخی تصاویر و ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نیز مجید آدینه در کنار کودکان یا در حال بازی با آنها دیده میشود. این تصاویر و ویدیوها به نظر میرسد مربوط به مراسم یا فعالیتهای خیریه باشند. مادر مجید آدینه میگوید که «پسر من از این بیعدالتسرا رخت بست و رفت، اما یکی از بزرگترین خواستههای من این است که به فریاد بقیه زندانیهایی که شرایط پسر من را دارند برسید، بلکه حق حیات از آنها سلب نشود.» روایت رسمی، اتهامات سنگین، فاقد مستندات، ابهامات فراوان در روایت رسمی جمهوری اسلامی، مجید آدینه «تروریست ارهبرقیبهدست» معرفی شده است. در گزارشی که برنامه ۲۰:۳۰ صداوسیمای جمهوری اسلامی درباره او منتشر کرده، بر اتهامات منتسب به آدینه تاکید شده و در حالی اتهامات بهروشنی مطرح میشوند که پاسخهای مجید آدینه بهصورت کوتاه و بسیار تقطیعشده پخش شدهاند و در برخی موارد حتی مشخص نیست که هر جمله در پاسخ به چه پرسشی بیان شده است. در این ویدیو، با اینهمه، ادعا میشود که آدینه «برای جنگ شهری آماده بوده است.» نهادهای حقوق بشری و ناظران، رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی، از جمله برنامه ۲۰:۳۰، را بخشی از سازوکار امنیتی جمهوری اسلامی میدانند که سابقهای طولانی در پخش اعترافات تلویزیونی بازداشتشدگان سیاسی و امنیتی دارند. سازمانهای حقوق بشری سالها است هشدار میدهند که اعترافات گرفتهشده از متهمان در ایران، در شرایط فشار، انزوای طولانیمدت یا شکنجه جسمی و روانی، فاقد اعتبار حقوقی است و خود میتواند نشانهای از نقض جدی حقوق متهم و اصول دادرسی عادلانه باشد. در عین حال، بر اساس محتوای منتشرشده، مشخص نیست آنچه در گزارش ۲۰:۳۰ بهعنوان سلاحها و تجهیزات منتسب به مجید آدینه معرفی شده است، از جمله ارهبرقی، حتی در صورت اثبات مالکیت او، در جریان اعتراضات ۱۹ دی همراه او بوده یا اساسا ارتباطی با این اعتراضات داشته است. روایتی که نزدیکان او نیز مطرح میکنند این است: «روز بعد [از بازداشت]، ماموران به خانه و خیریه او یورش بردند و ارهبرقی موجود در انباری را، که از وسایل باغبانی مجموعه بود، بهعنوان یکی از موارد اتهامی علیه او مطرح کردند، در حالی که خانوادهاش میگویند آن شب مجید حتی وسیله نقلیهای نداشته که بتواند چنین وسیله بزرگی را حمل کند.» با اینهمه، خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، نیز پس از اعدام مجید آدینه، بدون انتشار حتی یک خط از دفاعیات او، تمام گزارش خود را به اتهامات مطرحشده علیه او اختصاص داد. در این گزارش آمده است که آدینه «در آخرین دقایق شب ۱۹ دیماه توسط سازمان اطلاعات سپاه استان البرز شناسایی و به همراه شخصی دیگر دستگیر شد». در شبکههای اجتماعی نیز گفته شده است که مجید آدینه همراه با یکی دیگر از اعضای خیریهاش بازداشت شده است. میزان نیز مدعی شد که آدینه «در محدوده محمدشهر کرج با سلاح گرم و تجهیزات جنگی بازداشت شد». قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بدون ارائه مستنداتی برای این ادعا، آدینه را «از افراد منتسب به گروهکهای تروریستی مقیم در یکی از سرزمینهای مجاور» و «آموزشدیده از جانب گروههای معاند» معرفی کرد. میزان، نداشتن تلفن همراه در زمان بازداشت را بهعنوان یکی از نشانههای آموزشدیده بودن او مطرح کرده است. در این گزارش آمده است که پرونده مجید آدینه به اتهام اقدام عملیاتی به نفع «گروههای متخاصم» و اسرائیل و آمریکا، محاربه از طریق «تحریق عمدی»، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت داخلی کشور، فعالیت تبلیغی علیه جمهوری اسلامی ایران، «نگهداری غیرمجاز یک قبضه سلاح گرم از نوع کلت کمری به همراه سه خشاب جنگی و ۳۰ عدد فشنگ»، «نگهداری غیرمجاز دو عدد شوکر الکتریکی برقی»، «نگهداری غیرمجاز دو عدد افشانه گاز اشک آور»، در دادگاه انقلاب کرج به همراه وکیل متهم مورد رسیدگی قرار گرفت. در این گزارش، البته هیچ اطلاعاتی درباره وکلای پرونده یا دفاعیات آنها ارائه نمیشود. در نهایت، بدون ارائه مدارک و مستندات، در این گزارش آمده است که مجید آدینه به اتهام اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل و آمریکا و «گروههای متخاصم» موضوع ماده یک قانون تشدید مجازات جاسوسی، به اعدام و مصادره کلیه اموال محکوم شد. در نهایت، مجید آدینه در حالی با همین اتهامات اعدام شد که پیش از آن، به رغم آنکه هفتهها تحت شکنجه قرار گرفته بود، بر بیگناهی خود تاکید داشت. او البته در فایل صوتیای که به عنوان آخرین تماس پیش از اعدام از او در اینترنت منتشر شده است، جز تاکید بر بیگناهی از دلتنگی هم سخن به میان آورده بود. او خطاب به مادرش در این فایل صوتی میگوید: «مامان، خیلی دلم برات تنگ شده، برای لحظهلحظه بودن پیشت، برای اینکه سرم را بگذارم روی پایت و بخوابم، یک خواب خوب. یک رویا. خیلی دوستت دارم، بیشتر از آنچه که فکرش را کنی. خیلی دلم برایت تنگ شده است.» یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس، در واکنش به اعدام او، از مردم خواسته است که «نام مجید آدینه را با اتهاماتی که به او زدند به یاد نیاوریم، با سالها انساندوستی، شرافت و کمک به انسانهای بیپناه به یاد بیاوریم.» شاید هم اسم او را باید با همان چیزی که روی دسته گل روی مزارش نوشتهاند به یاد آورد، با «فرزندانی» که فرزندان او نبودند ولی چنان زیر چتر حمایتی او بودند که «با رفتنش یتیم شدند».